منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
لينک دوستان
نويسنده
آمار وبلاگ
  • کل بازديدها : 31319
  • تاريخ ايجاد وبلاگ : جمعه 22 شهریور 1392 
  • آخرين به روز رساني : پنج شنبه 14 بهمن 1395 
  • تعداد کل نظرات : 4
  • تعداد کل مطالب : 21
درباره

سلام خدمت دوستان جویای حقیقت این وبلاگ را برای اشنایی هرچه بیشتر با فرقه ضاله بهائیت راه اندازی کرده ام امیدوارم بتوانم مطالب کاملی را در این وبلاگ قرار دهم .به امید روزی که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) ظهور کنند و تمامی فرقه های گمراه کننده نابود شود ان شاءالله.
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوي دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه مهدويت
مهدویت امام زمان (عج)
کاربردي
دعای فرج
موسسه بیان معنوی
 
تشویق زنان به چند همسری!

به گزارش فارس، نشست خبری «نجات‌ یافتگان تشکیلات بهائیت» عصر دوشنبه سوم تیر ماه در محل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان البرز و با حضور جدا شدگان این فرقه انحرافی برگزار شد.


مهناز رئوفی، یکی از افراد جدا شده از این فرقه در خصوص مقام زن در این فرقه ضاله گفت: مقام زن در بهائیت و اسلام متفاوت است. در بهائیت الگوی ما «زرین‌ تاج» بود که بهاء آن را قرةالعین و قاهره می‌نامیدند. این خانم در قلعه شیخ طبری در جمع مردان با لباس حریر ظاهر شده و کشف حجاب کرد.


وی ادامه داد: این زن که الگوی زنان بهائی می‌باشد، اعلام کرد که زنان می‌توانند به هر تعداد که می‌خواهند شوهر داشته باشند و زن اگر از همسرش صاحب فرزندی نشد می‌تواند از مردان دیگر باردار شود.


این نجات یافته تشکیلات فرقه بهائیت با بیان اینکه در تعالیم مرزی برای حجاب نیست،‌ گفت: به عنوان نمونه فردی به عنوان الگوی ما معرفی کردند که شناگر بین‌المللی بود و در رسانه‌ها با لباس مخصوص شنا ظاهر می‌شد.


در بخش دیگری از این جلسه سیدکاظم موسوی کارشناس فرقه‌های انحرافی با بیان اینکه قدرت‌های سلطه برای خارج کردن شیعه از صحنه سیاسی و اجتماعی تلاش زیادی کردند، یادآور شد: آنها در این مسیر امام عصر شیعیان را هدف قرار دادند.


وی با اشاره به ادعای فردی به نام میرزا علی محمد شیرازی معروف به باب به عنوان امام عصر، اظهار داشت: این فرقه بر اساس گفتار اندیشمندان و مورخان، برپایه دروغ، خیانت، جنایت و جاسوسی به سود بیگانه به حیات خود ادامه می‌دهد.


این کارشناس فرقه‌های انحرافی جریان بابی‌گری و بهایی‌گری را اساساً دین و شریعت ندانسته و افزود: بر همین اساس بهائیت یک تشکیلات است که با دین ارتباطی ندارد. این فرقه زمانی با حضور انگلیس شکل گرفت و امروز با حمایت آمریکا و رژیم اسرائیل به حیات خود ادامه می‌دهد.

http://www.jamnews.ir/detail/News/201217


بررسی ادهاعای عجیب بهائیت درباره زنان
یکی از علل شکست بهائی‌ها تناقض عملکرد آن‌هاست، مثلاً شعار تساوی زن و مرد می‌دهند، بعد در شورای 9 نفره رهبری -که در بیت‌ العدل قرار دارد- از حدود 100 سال قبل به این طرف، حتی یک زن هم عضو شورای رهبری نبوده است. آن‌ها تساوی رجال و نساء را مطرح می‌کنند، ولی در شورای رهبری هیچ زنی حضور ندارد، پس این تناقص در عملکرد بهائی‌ها مشهود است.
 
جام فرهنگی: رئیس پژوهشکده علوم اسلامی پژوهشگاه المصطفی(ص) گفت: خداپرستی در رأس همه ادیان آسمانی قرار دارد، ولی در بهائیت «بهاءپرستی» مطرح است، بدین معنا که قبر بهاءالله در فلسطین اشغالی، قبله بهائی‌هاست و زیارت قبر او، حج آن‌ها!

در طول دو قرن گذشته شاهد بوده‌ایم که استعمارگران برای پیشبرد اهداف ظالمانه‌ در مستعمره‌های تحت نفوذ خود با شیوه تفرقه‌افکنی در جوامع حکومت کردند و گاه با ساخت فرقه‌های انحرافی از مذاهب رسمی هر جامعه بهره‌ می‌بردند، شیوه‌ای که در ایران هم عملیاتی شد و با حمایت روسیه و انگلیس پایه‌های یک مسلک انحرافی به نام «بهائیت» در دوره قاجار و به تبع آن در دوره پهلوی شکل گرفت.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و حاکمیت دینی در این کشور آن هم در قرن بیستم، دشمنان این مرز و بوم که نتوانستند این تحول بزرگ را برتابند، با استفاده از این فرقه انحرافی برای ضربه زدن بهره جستند، اکنون «بهائیت» بیش از اینکه یک فرقه انحرافی دینی باشد،‌ یک فرقه سیاسی است که با حمایت همه‌ جانبه آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنان درصدد ضربه زدن به ایران اسلامی است.

با توجه به اینکه به زعم بهائی‌ها در ایام عید رضوان قرار داریم، با حجت‌الاسلام عزالدین رضانژاد رئیس پژوهشکده علوم اسلامی پژوهشگاه المصطفی(ص) گفت‌وگو کردیم تا هر چه بیشتر با مختصات این نحله ساختگی و انحرافی آشنا شویم.

* لطفاً به عنوان سؤال نخست فعالیت‌هایی را که بهائیت در حال حاضر انجام می‌دهد، تشریح کنید.

- بهائیت به عنوان یک مسلک ساختگی و دست پرورده قدرت‌های بزرگ مطرح است که در عرصه‌های سیاسی و فرهنگی از آن استفاده می‌کنند، بعضی تصور می‌کنند که بهائیت یک جریان مردمی است، اما در واقع یک جریان تشکیلاتی و یک مجموعه فرماسونری است و براساس تشکیلات فعالیت می‌کنند، منتها نوع فعالیت بهائیت براساس تصمیم‌گیری رهبران سازمانی‌ شکل می‌گیرد که در کشورهای مختلف متفاوت است، به طور مثال در منطقه مسیحی‌نشین نوع فعالیت بهائیت با مناطق مسلمان‌نشین متفاوت است.

 

 

چرایی بروز فرقه‌های انحرافی در جوامع مختلف/ خاری که در چشم دشمنان رفت

بهائی‌ها با سازماندهی فعالیت خود در کشورهای مختلف سعی می‌کنند که این فعالیت‌ها را گسترده جلوه دهند، با این وجود بنده یک تحلیل اعتقادی روی این مسئله دارم، البته در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی وارد نمی‌شوم،‌ از دریچه مسایل اعتقادی و کلامی؛ باید توجه داشت که در نیم قرن گذشته اسلام به عنوان دین مطرح در دنیا خودش را نشان داده است، به گونه‌ای که با وقوع انقلاب اسلامی ایران مشخص شد، دین می‌تواند در این زمان حکومت کند و در پرتو این حکومت زندگی مردم و جامعه را اداره کند که در آن زمان امر جدیدی بوده است.

 

انقلاب ایران شوک بزرگ فرهنگی در پایان قرن 20 بود

یعنی اگر به 50 سال قبل برگردید، می‌بینید که در کل جهان تغییراتی بر اساس مرام کمونیستی به وجود آمد، سوسیالیست‌ها در روسیه تزار پیروز شدند و آن انقلاب بلشویکی‌ها صورت گرفت، کمونیست‌ها در چین روی کار آمدند، به طوری که یک شعار همیشه روی تابلوهای آن‌ها دیده می‌شد که «دین افیون جامعه است»، بنابراین سعی کردند با دین و قوانین دینی مخالفت کنند، برای همین هزاران مسجد و کلیسا را در این کشورها تخریب کردند تا بگویند زمان دین گذشته است.

 

از طرف دیگر بعد از رنسانسی که در اروپا به وجود آمد و اروپایی‌ها کلیسا را کنار زدند و بعد با اهتمام به مسائل علمی، بیان کردند که علم باید حاکم باشد نه کلیسا و دین! در غرب هم بی‌اعتنایی به دین رقم خورد و ابزارهای ورود دین در عرصه سیاسی، اقتصادی و حکومتی از بین رفت.

 

از آنجایی که انقلاب اسلامی ایران با نام دین کار خود را آغاز کرد، این در حقیقت یک شوک فرهنگی در عرصه جهانی ایجاد ‌کرد، به طوری که این سؤال در اذهان ایجاد شد که آیا در قرن 20 و 21 می‌شود انسان سراغ دین برود؟!

 

چرا کشیشان مسیحی از وقوع انقلاب اسلامی ایران خوشحال شدند

با اینکه در غرب کلیساها کنار زده شده بودند و بعد از رنسانس صنعتی و علمی که صورت گرفت و در شرق هم سوسیالیست جایگزین شد، بنابراین نظریه‌ای مطرح شده بود که دیگر خبری از سلطه دین در سیاست نخواهد بود که با وقوع انقلاب اسلامی این نظریه ناکام ماند.

 

بنابراین تحقق انقلاب اسلامی ایران در این عرصه، بیداری را به معنای اعم برای همه دینداران ایجاد کرد و خود را یک امر خوشایند و کارساز نشان داد، به گونه‌ای که حتی کشیش‌های مسیحی گفتند بعد از انقلاب ایران جان تازه‌ای گرفتیم، نه به عنوان اینکه انقلاب اسلامی ایران برخاسته از مکتب اسلام است، بلکه چون نشان داد که دین می‌تواند در این زمان حکومت‌ساز باشد.

 

در این شرایط وقتی اسلام فراگیر شد و در عرصه رقابت دینی باز میان ادیان آسمانی، اسلام حرف اول را زد، مخالفان سعی کردند به نوعی جلوی این گسترش اسلام را بگیرند، بنابراین برای تحقق این امر، رقبایی برای اسلام تراشیدند و فرقه‌هایی که ادعای دین جدید، شریعت جدید و ادعای پیغمبری جدید را می‌کردند، مورد حمایت خود قرار دادند، مخصوصاً اگر این مدعیان نبوت جدید از دل مسلمانان جهان بیرون آمده باشد.

 

اهداف استعماری انگلیس در تأسیس فرقه قادیانی/ چرایی تولد بهائیت

مانند جریانی که در هندوستان قبل از آزاد شدن هندوستان از مستعمره انگلستان به وجود آمد، انگلیسی‌ها در هند حمایت خود را از مدعی نبوت «میرزا غلام احمد قادیانی» اعلام کردند، همین جریان هم در ایران برای یک رویداد دیگر اتفاق افتاد که این روند اکنون نیز ادامه دارد، به طوری که مجموعه مخالفان اسلام از این جریان‌هایی که در داخل کشورهای اسلامی به وجود آمدند یا آن‌ها به وجود آوردند، علیه اسلام استفاده می‌کنند.

 

یکی از این جریان‌ها که علیه اسلام فعالیت می‌کند، بهائیت هست، زیرا بهائی‌ها می‌گویند قبلاً مسلمان بودیم و بعد بهایی شدیم، پس انگلیس از این تئوری علیه اسلام بسیار استفاده کرد و فعالیت بهائیان مورد حمایت مخالفان اسلام قرار گرفت، حال مخالفان اسلام چه مخالفان دینی باشند مانند یهودی‌ها و مسیحی‌ها یا ادیان دیگر و چه مخالفان غیر دینی باشد، به خاطر اینکه بهائیت یک جریانی است که به زعم و گمان آن‌ها می‌تواند سدی در برابر پیشرفت اسلام باشد، سعی می‌کنند از بهائیت حمایت کنند، چون بهایی‌ها اصالتاً‌ ایرانی و پیدایش این فرقه از ایران بوده است.

 

کدام اسلام در حال گسترش است؟!/محبوب‌ ‌ترین قرائت از اسلام در جهان

اکنون پس از گذشت سی و اندی سال از انقلاب اسلامی ایران، یک سؤال مهم میان مردم جهان به وجود آمد که کدام اسلام توانایی اداره جامعه را دارد؟! آیا اسلام الازهر مصر، آیا اسلام سعودی، آیا اسلام عثمانی؟ کدام اسلام؟!

 

این سه اسلامی که گفته شد، با توجه به عملکردشان خیلی مورد توجه جهانیان قرار نگرفتند، آماری که در سال 2010 از سوی کمیته مربوط به آمار مسیحیان ارائه شد، بیان داشت که بیشترین گرایش دینی در جهان به سمت اسلام بوده است، حال با توجه به این مسئله مردم جهان سراغ کدام اسلام می‌روند؟ اسلام سعودی که القاعده و طالبان را در خودش پرورش داد، اسلام الازهری که نتوانسته است در مقابل حکومت‌های جائز قد علم کند یا اسلام ترکیه‌ای که سر از لائیک در آورد، کدام اسلام؟!

 

بنابراین اسلامی که اکنون مورد توجه بشریت است، اسلامی است که با تفسیر و توضیح اهل بیت عصمت و طهارت(ع) باشد، به عبارت دیگر اسلام شیعه اثنی عشری در جهان مورد توجه قرار گرفته است، بنابراین دشمنان برای اینکه در مقابل این اسلام بایستند، جریان‌هایی که به نوعی مرتبط با شیعه بودند، آن جریان را بزرگ می‌کنند که از جمله آن‌ها جریان بهائیت است.

 

به ویژه این نکته را تأکید می‌کنم، بعد از آنکه رژیم صهیونیستی در منطقه فلسطین روی کار آمد، فعالیت بهایی‌ها سازماندهی و شورای رهبری آن‌ها در حیفا مستقر شد. توجه به این موضوع لازم است از آنجایی که از میان مسلمانان، شیعیان بیشتر در برابر رژیم صهیونیستی ایستادند، به خاطر همین اسرائیل از بهائیت برای پیشبرد اهداف خویش بهره می‌گیرد.

 

‌این حمایت دوسویه بهائیت و رژیم صهیونیستی برای از هم پاشیدن مسلمانان و از طرف دیگر برای عدم گرایش و توجه مردم به اسلام با قرائت اهل بیت(ع) در حالی صورت می‌گیرد تا بتوانند به گمان خودشان در مقابل خیزش اسلامی و رویکردی بایستند که مردم جهان به سمت اسلام با قرائت اهل بیت(ع) دارند، به همین جهت از این گروه حمایت می‌کنند.

 

از نکات جالب توجه اینکه بهائی‌‌ها برای فعالیت در کشورهای مختلف با هیچ مشکلی مواجه نیست، - چه کشورهای مسلمان و غیر مسلمان- جز در 3 کشور اسلامی که حساسیتی نسبت به فعالیت آن‌ها وجود دارد، در بقیه کشورها آزادانه فعالیت می‌کنند و مورد حمایت حکومت‌های مختلف هم هستند.

 

به نظر بنده گسترش فعالیت بهائیت در حال حاضر به خاطر این است که جلوی رشد اسلام را بگیرند. چرا که الحمدلله به لطف الهی با گرایش و فعالیت بیشتر مسلمان‌ها و عمل به اسلام در سطح جهان ما هر روز شاهد گسترش بیشتر اسلام در سطح جهان هستیم که خود این نیاز به ادله دیگری دارد که در این فرصت به آن نپرداختم، فقط به آماری که در سال 2010 از سوی مسیحی‌ها ارائه و در داخل دائرة‌المعارف مسیحیت منتشر شد، ارجاع می‌دهم که چگونه اسلام در حال گسترش در جهان است و همه مخالفان اسلام سعی کردند، برای جلوگیری از گسترش اسلام در سطح جهان متحد شوند، البته بیشتر این گسترش اسلام با قرائت اهل بیت(ع) است.

 

عبدالبهاء، فرزند بهاء‌الله، از پیشواییان فرقه انحرافی بهائیت

 

نقاط ضعف بهائیت در تئوری آن نهفته است/حج بهائیت چیست؟

* اشاره داشتید که بهائیت یک مسلک یا تشکیلاتی سیاسی است که همواره در صدد مبارزه با تشیع است، با این وجود نقاط ضعف بهائیت را چگونه می‌بینید؟

-بهائیت مدعی است که من یک دین هستم، ولی نتوانسته اثبات کند که یک دین آسمانی است، زیرا هم در تئوری‌پردازی مشکل دارد و هم آنچه که به عنوان ارمغانی برای به اصطلاح بشر نسل امروزی آورده موفق نبوده است. به عنوان مثال و نمونه عرض می‌کنم.

 

همه ادیان آسمانی خداپرستی را در رأس امورشان قرار دادند، ولی در بهائیت «بهاءپرستی» مطرح هست، نه خدا پرستی! پس اگر از بهائی‌ها سؤال کنید که شما از چه سمتی خدا را عبادت می‌کنید و جهت‌گیری شما کجاست، همه بهائی‌ها می‌گویند به سمت قبر میرزا حسینعلی نوری که در عکا (واقع در اراضی فلسطین اشغالی) هست! در واقع قبر بهاءالله در شهر عکا به نام «روضه مبارکه» قبله بهائیان است. جالب اینکه آن‌ها بیان می‌کنند که مانند مسلمانان حج دارند و حج آنان زیارت قبر حسینعلی نوری در عکاست!

 

قبله بهائی‌ها (روضه مبارکه) محل دفن بنیانگذار نحله انحرافی بهائی

 

زنان در شورای رهبری بهائیت جایی ندارند

در مباحث انسان‌‌شناسی، بهائی‌ها نیز مبانی مطلوبی ارائه ندادند و حتی شعارهایی که مطرح می‌کنند، پوچ است. به عنوان مثال دو نکته ملموس را عرض کنم، یکی از علل شکست بهائی‌ها تناقض عملکرد آن‌هاست، مثلاً شعار تساوی زن و مرد می‌دهند، بعد در شورای 9 نفره رهبری -که در بیت‌ العدل قرار دارد- از حدود 100 سال قبل به این طرف، حتی یک زن هم عضو شورای رهبری نبوده است. آن‌ها تساوی رجال و نساء را مطرح می‌کنند، ولی در شورای رهبری هیچ زنی حضور ندارد، پس این تناقص در عملکرد بهائی‌ها مشهود است.

 

تعیین مهریه عجیب و غریب زنان در بهائیت

یا از جمله شعارهای تساوی زن و مرد که عملاً مورد نقد قرار گرفته است، مسئله تعیین مهریه زنان است! به گونه‌ای که مطرح می‌کنند اگر داماد روستایی است مهریه 9 مثقال نقره تا 95 مثقال نقره باشد، ولی اگر داماد شهری است مهریه 9 مثقال طلا تا 95 مثقال طلا باشد، بهائیت نتوانسته است بین شهری و روستایی تساوی برقرار کند، حالا اگر یک خانم شهری باسواد پیشرفته با مردی روستای بخواهد ازدواج کند که او هم باسواد و دارای تخصص باشد یا یک زن شهری بی‌سواد یا کم سواد یا زن روستایی بی‌سواد شوهرش شخص شهری باشد، ولو اینکه بی‌سواد یا کم سواد باشد، آن یکی باید مهریه نقره بدهد، این یکی طلا باید بدهد، ببینید تفاوت‌ها تا کجاست! این مسلک نتوانسته است که برای آموزه‌های بسیار ساده طرحی را متناسب با شئون، عقل و نیاز جامعه بشری ارائه دهد.

 

بنابراین این نقاط ضعف باعث می‌شود، اگر افرادی ناخودآگاه یا افرادی کم توجه، به سمت این مسلک رفتند، وقتی روشنگری برای آن‌ها انجام شود که در حیطه مباحث فرهنگی و دینی بهائیت چقدر ضعف دارند، به تدریج دست از این فرقه می‌کشند.

 

رازگشایی از علل شکست طرح‌های بهائیت

*با این توضیحات بهترین دلیل متقن برای شکست خوردن طرح‌های بهائیت را چه می‌دانید؟

- دلایل شکست بهائیت متعدد است، همین که اسلام در حال پیشرفت است و مسلمانان و مخصوصاً طرفداران مکتب اهل بیت(ع) با طرح الگوهای انسان‌های کامل و ارائه راه حل‌ها برای زندگی در این عصر در حال روزافزونی است، مخصوصاً با توجه به اینکه ما اسلام همراه با اجتهاد را داریم که می‌تواند پاسخگوی نیازهای جامعه در شرایط مختلف باشد، نیازی دیگر به این مسلک‌ها نخواهد بود.

 

نخستین مسلکی که از رژیم صهیونیستی حمایت کرد

*در سخنان خود اشاره‌ای به حمایت بی‌چون و چرای رژیم صهیونیستی از بهائیت داشتید، در واقع می‌خواهید مطرح کنید که حمایت از بهائیت صرفاً فقط برای تقابل با اسلام است؟

ـ رژیم صهیونیستی از بهائیت استفاده ابزاری می‌کند تا در مقابل مسلمانان بایستد و هم بتواند تأییدی برای خودش باشد، حتماً استحضار دارید اولین به اصطلاح فرقه‌ ی مذهبی که رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت، بهائی‌ها بودند و اولین جایی (فلسطین اشغالی) که به اصطلاح بهائیت را به عنوان یک دین شناخت، رژیم صهیونیستی بوده است، این ملاحظه طرفینی باعث حمایت این گروه شده و هنوز هم بهائیت مورد حمایت آنهاست.

 

چگونه فرزند نامشروع انگلیس از اسرائیل حمایت کرد

* شاید این سؤال در ذهن متبادر شود که چرا در همان ابتدا بهائیت اسرائیل را به رسمیت شناخت؟

ـ چون بهائیت از ابتدا در آن مکان و منطقه حضور داشته، همچنین بهائیت یک مسلک استعماری است و در آن زمان مورد حمایت استعمار انگلیس قرار داشت، بعد از جنگ جهانی دوم که انگلیس وارد منطقه شد، بهائیان اولین گروهی بودند که از حضور انگلیس در منطقه شامات حمایت کردند و به تبع آن انگلیسی‌ها از بهائی‌ها حمایت کردند، هنگامی که انگلیسی‌ها اعلامیه بالفور را اعلام کردند، بهائی‌ها از رژیم صهیونیستی حمایت کردند تا کشور جدیدی شکل بگیرد و خود بهائی‌ها نیز بتوانند در آن مستقر شوند که این اتفاق هم افتاد!

 

مشرق‌الاذکار بهائیت در هند با عنوان «نیلوفر آبی»

 

تأسیس 7 مشرق‌الاذکار مختلف در جهان!

*یکی از موضوعاتی که در حال حاضر مطرح می‌شود این است که برخی نمادهای بهائیت در ساختمان‌هایی از تهران با طرح نیلوفر آبی «لوتوس» شباهت دارد. به نظر شما ترویج و تبلیغ این نمادها چه پیام‌هایی دارد؟

- نه تنها بهائیت، بلکه تمام دین‌های ساختگی سعی کردند همانند ادیان آسمانی، برای خودشان مظاهری داشته باشند تا حکایتی از آن مسلک کنند، همانند آنچه که در فرقه‌های انحرافی مختلف، در عرفان‌های کاذب و حتی شیطان‌پرستی، بت‌پرستی و مانند آن‌ها شاهد بودیم.

 

بهائیت سعی کرد که مرکز عبادتی خودشان را در جاهای مختلف به تناسب فرهنگ بومی آن منطقه درست کنند، عبادتگاه‌هایی که به نام مشرق‌الاذکار در نقاط مختلف دنیا تأسیس شده است. به عنوان نمونه، در کشور هند و در شهر دهلی‌نو یک مشرق‌الاذکاری با نام «لوتوس» (نیلوفر آبی) ساخته‌اند، بعد بهائی‌ها از توریست‌ها دعوت کردند که برای بازدید از آنجا بیایند، در واقع خواستند نیلوفر آبی نمادی برای آن‌ها باشد.

 

البته در سایر کشورها مشرق الاذکاری دیگر ساختند که نوع آن با این مشرق الاذکار هند متفاوت است که متناسب با سایر معماری‌ آن کشورها ساخته شده است که تا کنون 7 تا مشرق الاذکار ساخته و از آن بهره‌برداری کرده‌اند.

 

نمایی دیگر از نیلوفر آبی

 

تلاش فرقه‌ها برای به انحصار درآوردن نمادهای یک ملت

نکته دوم اینکه برخی از این نمادها منحصر به بهائیت نیست، مثلاً گل نیلوفر که منحصر به اینها نیست و می‌توان از این نماد در جاهای دیگر و شبیه آن در مکان‌های دیگر استفاده کرد، این نکته در نظر داشته باشیم که اگر کسی از نمادهای آن‌ها استفاده کرد، بگوییم لزوماً‌ عضو آن فرقه است، این یک اشتباه است، به عبارتی دیگر هر ساختمانی که شبیه آن ساختمان باشد، نمی‌توانیم بگوییم برای بهائی‌هاست.

 

* منظور شما این است که نماد مشابه را نمی‌توان مختص به یک فرقه خاص دانست؟

-بله، البته آن‌ها به عنوان جریان‌سازی از این نمادها استفاده می‌کنند تا تبلیغات کنند، همچنین فرقه‌هایی که می‌خواهند خودشان را مطرح کنند با هماهنگی‌ مراکز طراحی، آن نماد خودشان را به عنوان یک طرح ارائه می‌دهند، در بعضی مواقع دیده شده است که طراحان بدون توجه به انگیزه استعماری و ضد دینی روی یک نمادی تأکید می‌کنند.

 

البته اگر هم یک طراحی شبیه آن نماد را درست کرد، عمدتاً دیدگاه فرقه‌ای، دینی و مذهب ساختگی را ندارد، این را باید توجه داشت که همه را متهم نکنیم، اما در عین حال آن‌ها فعال هستند و سعی می کنند از این نمادها در جاهای مختلف استفاده کنند.

http://www.jamnews.ir/detail/News/175124

 


خاتمیت پیامبر اسلام از نظر بهائیت

سید باب در صحیفه عدلیه گوید: و بعد از آنکه تکلیف به مقام خلق لحمیه تعلق گرفت، به علت این که تبدیلی از برای او مقدر نشده این شریعت مقدسه هم نسخ نخواهد شد، بل حلال محمد صلی الله علیه و آله حلال الی یوم القیمة و حرام محمد صلی الله علیه و آله حرام الی یوم القیمة. [1]

و بهاء در بدیع گوید:از این گذشته خاتم النبیین از محکمات آیات کتاب رب العالمین است اگر هزار و دویست و هفتاد سنه احدی به معنی آن مطلع شد حال هم معانی کلمات منزله بیان را نفسی دون الله می تواند ادراک نماید. [2]

در اینجا خود میرزا بهاء اعتراف کرده است که کلمه (خاتم النبیین) از محکمات بوده و ابهام و تشابه و اجمالی در لفظ آن نیست و مقصد میرزا اینست: با این که کلمه (نبیین) تنها به انبیاء شامل می شود، و رسولان از این مفهوم خارج هستند، دانشمندان و مسلمین ازاین معنی غفلت کرده، و تصور نموده اند که بطور مطلق نبی و رسولی نخواهد آمد.

بطور اجمال باید متوجه شد که: نفی کردن موضوعی که عمومیت و کلیت دارد موجب نفی موضوعات خاصه است، اگر ما بگوئیم در موسسه ب محصل پذیرفته نخواهد شد، و یا این که زید آخرین محصلی است که در این موسسه پذیرفته می شود، این حکم شامل همه افراد و طبقات محصلین دبستان و دبیرستان و دانشگاه خواهد بود.

و چون کلمه نبوت اعم از رسالت است، پس در صورتی که نبوت نفی شد رسالت نیز در ضمن آن نفی خواهد شد.

گذشته از این جهت: خو میرزا بهاء روی فطرت و طبیعت اولیه در برخی از نوشته های خود تصریح به این عمومیت و نفی کلی کرده است.

در اشراقات گوید: الهی الهی خاتم رسل و سید کل رسول الله روح ما سویه فداه ما را از برای ذکر و ثنای تو تربیت داده مقصود آنکه بر ما ذکر حق و ثنای اولیائش مرتفع گردد و حال معشر جهلاء بر ما به سب و لعن حضرت مقصود مشغولند. [3]

میرزا بهاء در این کتاب در موارد متعدد کلمه (خاتم انبیاء) را ذکر کرده است، و چون به تاویل سست و غلط خوشان انبیاء را مخصوص پیغمبران عمومی (در مقابل رسولان که دارای کتاب و شریعت هستند) می کنند، ما با آنها استدلال نکرده و موارد آنها را نقل ننمودیم، ولی در اینجا روی فطرت و بدون توجه تصریح به کلمه (خاتم رسل) کرده و خاتمیت مطلق پیغمبر اسلام را امضاء و تاویل رکیک خودشان را رد می کند.

و باز می گوید: الصلوة و السلام علی سید العالم و مربی الامم الذی به انتهت الرسالة و النبوة و علی آله و اصحابه. [4]

در اینجا هم تصریح به انتهاء و ختم رسالت و نبوت هر دو کرده است، و در این دو قسمت از کلمات او که نقل شد نکاتی هست که باید متوجه شد:

اولا: در جمله سابق کلام او (و از برای عرفان نبا عظیم در یوم قیام مستعد گردند) ظهور سید باب و ظهور خود را به قیامت و نبا عظیم تطبیق می کند.

ثانیا: پیغمبر اسلام را به عناوین (سید کل، سید العالم، مربی الامم) توصیف کرده است، و این عناوین در حقیقت با مفهوم حقیقی خاتمیت مرادف و مساوی کرده است، و این عناوین در حقیقت با مفهوم حقیقی خاتمیت مرادف و مساوی است.

ثالثا: در این دو کلام صد در صد تصریح به خاتمیت مطلق و کلی پیغمبر اسلام نموده است، و به عبارت روشن گفته است: خاتم رسل، به انتهت الرسالة و النبوة.

پس بعد از این تصریح چگونه ممکن است خاتمیت را مخصوص نبوت قرار داده و رسولان را از این حکم خارج کرد.

رابع: از جملات (مربی الامم، سید العالم) فهمیده می شود که پیغمبر اسلام میعوث به جمیع امم و تمام عالم شده است، نه به جزیرة العرب و یا افراد مخصوص، چنان که بعضی از نویسندگان این طائفه بخاطر مشوب کردن اذهان افراد ساده لوح و فرار کردن از موضوع خاتمیت، امثال این سخن موهوم و سست را نوشته اند.

باز میرزا بهاء در کتاب هفت وادی گوید: و اُصلّی و اُسلّم علی اول بحر تشعب من بحر الهویة و اول صبح لاح عن افق الاحدیة و اول شمس اشرقت فی سماء الازلیة و اول نار اوقدت فی مشکوة الواحدیة الذی کان احمد فی ملکوت العالمین و محمدا فی ملا المقربین و محمودا فی جبروت المخلصین .... الخ. [5]

پس این اوصافی که میرزا بهاء روی فطرت اولیه برای پیغمبر اسلام ذکر کرده است مرادف با افضلیت و اولویت و خاتمیت آن حضرت است. [6]

این هم تناقض گویی در آیین بهائیت که رهبران آن هم نتوانستند تمام این موضوع را کاملا به نفع خود جمع کرده و هر تلاشی کردند باز خاتمیت پیامبر اسلام و حق بودن اسلام و باطل بودن بهائیت مانند روز روشن است.

 

پی نوشت:

1- صحیفه عدلیه، صفحه 5

2- بدیع (117-16)

3- اشراقات، صفحه 246

4- اشراقات، صفحه 293

5- هفت وادی، صفحه 2

6- محاکمه و بررسی باب و بهاء جلد 3 صفحه 50 تا 53

 


اعتراض به معجزات پیامبران

بهائیان برای اینکه موضوع معجزه را از بین برداشته و از این جهت در مضیقه واقع نشوند، معجزاتی را که از پیغمبر اسلام نقل شده است تا می توانند رد و تضعیف کرده و آنها را دور از عقل و اندیشه می شمارند. و همچنین در جهات مختلف و الفاظ و معانی و خصوصیات قرآن مجید تا ممکن است بطور عوام فریبی و مغالطه کاری اشکال تراشی می کنند، تا از این راه بتوانند از مقام عظمت و اعجاز قرآن کاسته و رتبه بیان و اقدس را بالا ببرند.

البته این معنی از نهایت بی دینی و هوی پرستی این افراد کشف کرده و کاملا می فهماند که امثال این نویسندگان انبیای گذشته و کتاب های آسمانی گذشته را که خود سید باب و میرزا بهاء در کلمات خودشان اعتراف به رسالت آنان و آسمانی بودن آن کتاب ها دارند، به استهزاء و اهانت تلقی کرده و در حقیقت هیچگونه اعتقادی به حق و حقیقت ندارند.

در کتاب تاریخ و عقائد می گوید: مع الاسف گاهی هم این معجزات منقوله متواتره که چندان اساس محکمی ندارد میزان عظمت و حقانیت پیغمبر شناخته می گردد، در صورتی که به فرض حدوث چنین حوادثی در گذشته وسیله هدایتی برای نسل کنونی که وقایع را به رأی العین مشاهده نکرده اند نخواهد بود، به خصوص اگر این حوادث بر خلاف قوانین علمی و اصول مبانی عقلی مشاهده شود، البته در چنین موردی عقل که میزان معرفت و تشخیص انسان است از قبول چنین مطلبی معذور خواهد بود، فی المثل وقتی که گفته می شود پیغمبر اسلام شق القمر نموده و یا با سوسمار تکلم فرمود این سوال پیش می آید که اگر چنین حوادثی در صدر اسلام وقوع یافت پس چرا اعراب متوجه عظمت و قدرت روح محمد نشده و روز به روز بر مراتب مخالفت ... الخ.

جناب مولف هنوز معنای معجزه را نفهمیده، وارد بحث و تحقیق می شود، مع الاسف در بحث هم حرف های کودکانه می زند.

1- معجزه به طوری که تمام دانشمندان نوشته اند عبارت از عملی است که دیگران از آوردن آن عاجز باشند، و روی مبانی عادی و اسباب طبیعی و وسائل و مقدمات مادی نباشد، پس موضوع اعجاز در صورتی تحقق پیدا می کند که با مبانی عقلی و موازین علمی جور نیاید، تا دانشمندان و متخصصین در آن قسمت زانو به زمین زده و اعتراف به عجز و قصور نمایند.

2- جناب مولف هنوز معنای تواتر را هم نفهمیده است، زیرا طوری که همه علماء نوشته اند، تواتر عبارت از نقل و حدیثی است که جمعیت زیادی از آن خبر بدهند، بطوری که از کثرت ناقلین قطع و یقین برای انسان حاصل شود، پس با فرض حصول تواتر چگونه می شود تردید و شک کرد. و این کلام مانند آنست که بگوئیم: جمعیت زیادی آمدند و خبر دادند که ما با چشم خودمان دیدیم که زید مریض است و کثرت جمعیت به حدی بود که این خبر به حد تواتر رسیده و موجب قطع و یقین گردید ولی من با اینکه یقین پیدا کردم باز تردید می کنم.

3- اگر جبر متواتر موجب یقین و سبب هدایت نسل آینده نباشد تمام چریان های گذشته و قضایای واقع شده و حتی وجود انبیاء و سلاطین و علماء همه قابل تردید گشته و یقین آور و موجب اعتماد نخواهد بود. آیا جناب مولف می تواند اثبات کند که کتاب بیان از سید باب و کتاب اقدس و نوشته های دیگر از میرزا بهاء و مفاوضات و غیر آن از عبدالبهاء است؟ آیا ایشان می توانند وجود سید باب را از طریق غیر تواتر ثابت کنند؟ ما می توانیم بگوئیم که سید باب را ما ندیده ایم و این همه نوشته های او مجعول و ساخته شده است، نه سید بابی بوده است و نه نوشته ای داشته است.

4- به عقیده جناب مولف تواتر قطع آور نیست و نقل مورخین و دانشمندان و مولفین موجب اعتماد نمی شود، ولی خلاف نقل و نوشته آنان اطمینان آور است. همه تواریخ موافق و مخالف نوشته و ضبط کرده اند که به تدریج تمام جزیرة العرب اسلام آورده اند، و بیرق عظمت پیغمبر اسلام در تمام نقاط جزیرة العرب به اهتزاز آمد. این نوشته نزد مولف موجب اعتماد نیست بلکه باید خلاف آنرا گفت، از این لحاظ مولف می نویسد: پس چرا اعراب متوجه عظمت پیغمبر نشدند.

5- بزرگترین معجزه پیغمبر اسلام قرآن مجید است، و این کتاب آسمانی که امروز در دسترس ما قرار گرفته و به رأی العین آنرا مشاهده می کنید از لحاظ فصاحت عبارت و بلاغت کلام و بیان حقائق و معارف الهی، در حد اعجاز است.

امروز کسی که از ادبیات لغت عرب اطلاع کافی دارد و یا از معارف الهیه و فلسفه اعلی آگاه است و یا از آداب و علوم اجتماعی با خبر است، و یا از جزئیات سیر و سلوک و تزکیه نفس و تهذیب اخلاق مطلع است، می تواند به اعجاز و عظمت و مقام خارق العاده قرآن مجید پی برده، و تصدیق کند که بشر از آوردن نظیر این کتاب عاجز است.

پس قرآن مجید معجزه ایست که امروز آن را به رأی العین مشاهده کرده و وجود و بقاء آنرا محکمترین برهان و دلیل زنده برای احقاق دین مقدس اسلام و ابطال ادیان و مسالک دیگر می دانیم.

اینست که مخالفین دین اسلام تمام کوشش و سعی خودشان را در تضعیف این کتاب آسمانی و رد آن مبذول داشته و تا می توانند آنرا بی اهمیت و کوچک می شمارند. [1]

 

پی نوشت:

1- محاکمه و بررسی باب و بهاء جلد 3 صفحه 40 تا 43

http://www.adyannet.com/news/1507

 




تعداد صفحات : 5

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |