منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
لينک دوستان
نويسنده
آمار وبلاگ
  • کل بازديدها : 31318
  • تاريخ ايجاد وبلاگ : جمعه 22 شهریور 1392 
  • آخرين به روز رساني : پنج شنبه 14 بهمن 1395 
  • تعداد کل نظرات : 4
  • تعداد کل مطالب : 21
درباره

سلام خدمت دوستان جویای حقیقت این وبلاگ را برای اشنایی هرچه بیشتر با فرقه ضاله بهائیت راه اندازی کرده ام امیدوارم بتوانم مطالب کاملی را در این وبلاگ قرار دهم .به امید روزی که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) ظهور کنند و تمامی فرقه های گمراه کننده نابود شود ان شاءالله.
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوي دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه مهدويت
مهدویت امام زمان (عج)
کاربردي
دعای فرج
موسسه بیان معنوی

معرفی روشهای جذب بهاییت

بهاییت

طبق تعریف تمامی جامعه شناسان دین مجموعه ای از برنامه ها است که میتواند بشریت را هدایت و به سعادت برساند و در تمامی ادیان الهی این برنامه ها در کتاب الهی آن دین جمع شده است

برای اینکه تمامی افراد بتوانند از برنامه ها و امواج نورانی این مکاتب الهی بهره مند شوند در هر دین پیامبر و جانشینان او مامور به ابلاغ و تبلیغ احکام الهی به تمامی افراد بشر در هر عصر و زمان بوده اند

تمامی مکاتب غیر الهی و مسلک های دست ساز بشری نیز با استفاده از این شیوه سعی بر تبلیغ فرقه خود نموده و و با توصیفات اغراق آمیز تلاش میکنند جنس بدلی را همانند جنس اصل قالب کنند به عبارت بهتر به برنامه های شبه معنوی سعی بر همانندی خود با برنامه های معنویتی ادیان الهی میکنند

بهاییت یکی از این فرقه ها و مسلک های دست ساز بشری میباشد که توسط سازمان های جاسوسی استعمار برای مقابله با اسلام ساخته و پرداخته شده است و همزمان با اعلام موجودیت این تشکیلات توسط پیامبرنمای این فرقه حسینعلی نوری برنامه های تبلیغی این فرقه ضاله هم آغاز میشود

سران بهاییت پس از آنکه فرد مورد نظر و دارای استعداد برای سازمان تبلیغاتی بهاییت را شناسایی میکنند یک دوره کارورزی برای شخص برگزار میکنند تا در طول این دوره او را بررسی و بتوانند با اطمینان و اعتماد بر روی این شخص سرمایه گزاری کنند و پس از طی مراحل گزینشی فرد به عنوان میلغ با در دست داشتن دستورات ویژه برای تبلیغ و ترویج بهاییت بین مردم حاضر میشود [1]

نکته مهمی که درباره این افراد حائز اهمیت است اینکه باید متوجه باشیم این افراد با چه حربه و دامی به فریب مردم میپردازند زیرا خود این گروه های تبلیغی میتوانند نشان دهنده ی الهی نبودن این مسلک گمراهی باشد فرقه ای که به دنبال تامین خواسته های شیطانی قدرت طلبان شیطان صفت ضد دین و مذهب میباشد و در نتیجه بهترین وسیله برای شناخت غیر الهی بودن این مسلک استعماری و تشکیلات جاسوسی به شمار میرود

پس از اطلاع از نحوه جذب و تربیت مبلغ در این فرقه جاسوسی به گوشه ای از روشهای جذب توسط این افراد اشاره میکنیم تا اگر در جایی دامی با چنین مختصات و ویژگی دیده شد پی به وجود این فرقه استعماری ببریم

اولین برنامه و دستورالعمل که این مبلغان و مروجان فرقه بهایی بر عهده دارند این است که جایگاه اجتماعی فرد انتخاب شده برای فریب را شناسایی میکنند تا از مقدار زیرکی و بهره مندی از دانش دینی و میزان اطلاعات مذهبی او آگاهی یابند

دومین مرحله و مهمترین مرحله اینست که با تعالیمی که در دوره های آموزشی فرا گرفته چنان بر او تاثیر گزارد و بدون اینکه به اعتقادات مذهبی او نزدیک شود چنان به او القاء میکند که آنچه به او گفته شده را بر اساس اعتقادات خود بسنجد و درباره سخنانش بیندیشد

در این مرحله فرد مذهبی به مثابه یک نمونه آزمایشگاهی برای مبلغ بهایی محسوب میشود و موجبات سرگرمی او را فراهم میکند و چنان فرد را دچار توهم تشکیک در دانسته های دینی خود میکند که فرد نسبت به داشته ها و باورهای خود دو دل میشود و در همین مرحله بهترین فرصت برای مبلغ بهایی برای نفوذ در فرد مهیا شده است

در سومین مرحله مبلغ بهایی وظیفه دارد که زیاد بر گفته های خود اصرار نکند و بهاییت را همچون ادیان دیگر به شمار نیاورد بلکه در گفته های خود باید بهاییت را طریقتی جدید است که مانند ادیان سابقه به شمار نمی آید و در این طریقت اسان به حقایق پنهای و درونی تعالیم ادیان الهی پی میبرد[2]

در مرحله چهارم چنان میشود که فرد نسبت به اعتقادات مذهبی خود سست شده و به سمت بهاییت گرایش پیدا میکند و در حال جستجو میباشد و اولین سوال او درباره رییس این فرقه میباشد پس طبق ماموریتی که مبلغ بهایی دارد در این مرحله بنا بر مقتضای حال و مصلحت مقال و مناسبت کلام میرزا حسینعلی نوری را که جاسوس روسیه بوده به عنوان معلم و استاد اخلاق برای پرورش اخلاق و تربیت بشر معرفی میکند و دیگر سخن از اینکه او پیامبر نمای این فرقه یا خدای خدایان است به میان نمی آید [3] .

چنانچه در زمان شوقی افندی رییس دو جنسه بهایی در جواب سوالی که یکی از مسیحیان اروپا پرسیده بود که شما بها را چه میدانید ؟ جواب میدهد : ما بهاء را پرورش دهنده مردم جهان به راستی و درستی و پاکی و آزادگی میدانیم

یک مبلغ بهایی هیچگاه نباید اصراری بر افشای هویت خود داشته باشد زیرا تشکیلات متوجه این امر شده است که بد نامی دست ساز استعمار بودن این مسلک منحرف برای همه مسلم و یقینی میباشد و اگر مبلغان بهایی اسمی از بهاییت بیاورند مورد بی اعتنایی و حتی ضرب و شتم و جراحت هم واقع میشوند چنانچه بهاییان خلخال برای صبحی چنین نوشته اند که: چون اسم شما به گوش بعضی از اهالی رسیده و ما مي‏خواهيم جمعي در اين جا تربيت(بهائي) شوند لذا خواهش مي‏کنيم که در ورود خود به مرکز خلخال خود را صبحي معرفی نکنید و بهائي ندانيد و خود را به اسم معلم معرفي کنيد تا مردم از شما دوري نکنند تا بهتر بتوانید با مردم معاشرت کنید [4] .

یکی از عجایب روزگار و غیر قابل باور اینکه دیده شده مبلغان بهایی در بعضی موارد برای نفوذ در بین مسلمانان تظاهر به اسلامیت و مسلمانی میکنند و با اینکه در خلوت خود حسینعلی نوری را به عنوان خدای بهایی قبول دارند اما در بین مردم تقیه کرده و خود را متظاهر به مسلمانی نشان میدهند

با اینکه تقیه و پنهان کردن عقیده در بهاییت حرام است و نباید این کار انجام شود اما مبلغان بهایی برای پیشبرد هدف خود این کار را انجام میدهند و در این راه ، خود خدای بهایی را الگوی خود قرار میدهند چنانچه صبحی محرم اسرار بهاء الله درباره او چنین مینویسد : بهاءالله و عبدالبهاء تا آخر ايام زندگي خود را مسلمان معرفي مي‏کردند، يک نفر از اهل حيفا و عکا متوجه نشد که اينان شيعه‏ اند يا سني چه رسد صاحب داعيه باشند [5]

با این پنهان کاری مبلغ بهایی دو هدف را دنبال میکند :
نخست اینکه عملکرد های مخرب خود را به نام اسلام تمام کرده و وجهه اسلام و مسلمان را تخریب میکند و مسلمانان را نسبت به آداب اسلام مردد میکند
دوم اینکه در بین مسلمانان براحتی میتواند به ترویج مسلک استعماری خود بپردازد بدون اینکه کسی به او شک کند و از هر خطری در امان است

 

آنچه بیان شد شمه ای از روش تبلیغی بهاییت بود که توسط مبلغ بزرگ بهایی جناب صبحی که بعد از هدایت و استبصار و بیزاری از فرقه ضاله و تشکیلات جاسوسی بهاییت به عنوان یک منتقد ضد بهاییت منتشر میشود تا مسلمانان در دام مبلغان این فرقه گرفتار نشوند . خدایش بیامرزد و در زمره نیکان قرار دهد .

 

 

پی نوشت :

1.خاطرات سقوط و انحطاط فضل الله مهتدی صبحی ص130
2.همان ص 227
3.همان ص 227
4.همان ص 140
5.همان ص 141

 

http://www.adyannet.com/news/1486


ايميلتان را باز كنيد و بهايي شويد!  

عصر شیعه: بحث تبلیغ برای بهاییان خیلی جدی است و از ابزارها و روش های مختلفی همچون نشر کتاب و مجلات استفاده می کنند. آنان ادعا دارند کتاب هایشان را به ۸۰۰ زبان و لهجه ترجمه و منتشر کرده اند و از هیچ هزینه ای برای تبلیغ فرقه خود در میان نوجوانان و جوانان دست بر نخواهند داشت!

اما امروزه با گسترش فناوری هاي الکترونیکی، این گروه با کنکاش در میان انبوه آدرس های اینترنتی، تبلیغاتی را به آدرس بسیاری از جوانان می فرستند و آنها را به گرایش به این فرقه دعوت می کنند. همچنین وقتی انبوه نامه های الکترونیکی این فرقه توسط کاربران اینترنتی باز می شود، جدیدترین اخبار و اتفاقاتي که برای روسای این گروه ضاله بوجود آمده، در آنقابل مشاهده است.

اما تلویزیون، رادیو، ماهواره، اینترنت و حتی اهدای کمک های مالی از ابزارهایی است که اعضای این گروه برای تبلیغ فرقه خود از آنها استفاده می کنند.

تبلیغ بهاییت؛ مستقیم و غیر مستقیم!
فرقه ضاله بهاییت از دو روش مستقیم و غیر مستقیم برای تبلیغ خود استفاده می کند، روش های تبشیری و تخریبی از روشهای مستقیم تبلیغ بهاییت است، چاپ کتاب و جزوه، طرح شعارهای جذاب، انتشار زندگی رهبران و تاریخچه بهاییت نیز از روش های تبشیری بهاییان است.

در روش تخریبی با ایجاد پرسش و طرح شبهات ذهن مسلمانان و به ویژه شیعیان را مشغول می کنند؛ همچنین تمسخر و توهین به شخصیت های بزرگ اسلامی و دینی از روش های تخریبی آنان مي باشد.

اما به دلیل آنکه طبق دستور بیت العدل - مركز حكومتي و به اصطلاح معنوي بهاييان - لازم است بهاییان براي پيشبرد اهدافشان، مطیع امر حکومت باشند و کاری بر خلاف قوانین کشوری که در آن زندگی می کنند انجام ندهند (اگر چه به این امر پایبند نیستند) از تبلیغ غیر مستقیم استفاده می کنند.

در روش تبلیغ غیر مستقیم، از تبلیغ عملی استفاده می نمايند؛ خوش خلقی، کمک به هم نوعان، سر زدن به بیماران، هدیه فرستادن، ارزان فروشی، دید و بازدید از همسایگان و کمک به اقشار آسیب پذیر كه همگي به نحوي متظاهرانه به انجام مي رسد، برخی از شیوه های بهاییان در تبلیغ عملی است.

بهاییت در تبلیغ خود، همه گروه های سنی و به ویژه جوانان و نوجوانان را مورد هدف قرار می دهد، افراد کم درآمد و آسیب پذیر نیز از گروه های مورد توجه بهاییت است؛ از این رو بهاییت کشور های فقیر آفریقایی و آمریکای لاتین را نیز مورد هدف قرار داده است.

فقر فرهنگی و نا آشنایی با دین مبین اسلام از عوامل جذب گروه های هدف به فرقه ضاله بهاییت است، همچنین اين فرقه ضاله از اباحی گری، ترویج موسیقی، ترویج بی بند و باری و اختلاط میان زن و مرد برای جذب افراد استفاده می کند.

گفتنی است این فرقه، برای جذب افراد فرهیخته یا کسانی که تمایل به بی بند و باری ندارند، از شعارهای جذاب ـ دوازده شعار ـ استفاده می کند.

منبع: جهان نیوز

http://www.asreshia.com/1390-01-05-14-43-18/1389-11-22-18-00-12/217-1389-08-24-15-50-15.html


تفاوت عقاید بهائیت با عقاید ادیان آسمانی در چیست؟

پيش از بيان تفاوت عقايد بهائيت با اديان توحيدي لازم است، در مورد اصول مشترك و مورد اتفاق اديان توحيدي و آسماني مطالبي بيان گردد، تا ويژگيهاي اديان الهي با اديان ساختگي مانند بهائيت بهتر روشن شود.
اديان توحيدي كه همان اديان آسماني و حقيقي هستند، داراي سه اصل كلي و مشترك مي باشند، اعتقاد به خداي يگانه، اعتقاد به زندگي ابدي براي هر فرد انسان در عالم آخرت و دريافت پاداش و كيفر اعمال كه در اين جهان انجام داده است و اعتقاد به بعثت پيامبران از طرف خداي متعال براي هدايت بشر بسوي كمال نهائي و سعادت دنياو آخرت.
بنابراين توحيد و نبوت و معاد، اساس و ركن اديان آسماني را تشكيل داده و از ويژگي هاي آنها به حساب مي آيد. البته ممكن است بر اثر اعمال سليقه ها و اغراض فردي و گروهي تحريفات در برخي از اديان توحيدي بوجود آمده باشد. مانند اعتقاد به تثليث مسيحي كه با توحيد در تضاد است هر چند مسيحيان در صدد توجيه آن برآمده اند.[1]
از آنجايكه فرقه بهائيت هيچ نوع نشان و علامت آسماني و الهي ندارد بلكه بر اثر خواست هاي نفساني و شيطاني عده اي شكل گرفته،[2] عقايد و باورهاي آنها نيز با اصول اديان الهي در تضاد و تناقض مي باشد. توحيد كه از اصول بنيادي و اساسي اسلام و اديان توحيدي مي باشد، نه تنها در آيين بهائيت مورد اشاره و تاكيد قرار نگرفته بلكه رهبر و بنيانگذار اين فرقه ميرزا حسينعلي ادعاي الوهيت نموده و به شرك گرفتار آمده است، او به صراحت در كتاب «مبين ص 293 مي گويد:«اي خداي كه براي خود آفريده اي مسلمانان نگذاشتند كه اين خدا نظري به دوستان خود كه بهائيان مي باشد بياندازد.» در كتاب اقدس ص 77 مي گويد:«گوش فرا دهيد اي جماعت بهائيان كه خداي شما از زندان بزرگ پيام مي دهد كه نيست خدائي جز من توانا و متكبر و خودپسند.» و همچنين خطاب به ارامنه مي گويد: اي جماعت عيسويان آن خدائي را كه شما او را خداي پدر ميخوانيد آمده است، با مجد اعظم در بين امم، پس متوجه او باشيد.» در كتاب مبين ص 289 مي نويسد: گوش دار كه از مصدر بالا بر زمين محنت و ابتلا اين وحي نازل شد كه نيست خدايي مگر من تنها كه در زندان بدست بندگان ظالم خود گرفتارم[3]
بنابراين بهائيت با اصلي ترين اصول اديان الهي كه توحيد مي باشد، مخالف است و بندگان خدا را برخلاف دعوت تمام انبياء الهي به اطاعت و خشوع از خودشان يعني ميرزا علي محمد باب و حسينعلي بهاء دعوت مي كند، حسينعلي بهاء مي گويد: به تحقيق ظاهر شده است محبوب عالمين و مقصود عارفين و معبود اهل آسمانها و زمين و محل سجده و سجود اولين و آخرين[4]
انكار قيامت:
قيامت كه يكي از اصول مسلم اديان توحيدي بوده و بر آن تاكيد شده است، از نگاه ميرزا علي محمد باب موهوم و دروغ پنداشته شده[5] و از ديدگاه حسينعلي بهاء واقع شده است و در كتاب لوح اقدس مي گويد: به تحقيق قيامت برپا شد و اسرافيل هم در صور دميد و منادي هم ندا داد. و زمين هم به ظهور من متزلزل شد و كوه ها هم به ظهور من مانند پنبه زده شد و آسمانها هم پيچيده شد. و بهشت هم در طرف راست قرار داده شد. و آتش هم باشتغال درآمد باز هم انكار مي كند.
بعد مي گويد: اي جماعت بهائيان گوارا باد شما را اين بهشت كه بقاء جمال من است و همچنين در جاي ديگر مي گويد: بگو به مردم كه قيامت برپا شد و گذشت قيامت تمام شد قيامت و صاحب قيامت كه من باشم آمد و زلزله زمين تمام شد و اگر كسي بگويد كه بهشت كو و كجاست آتش دوزخ، پس اي جماعت بهائيان جواب مردم را بگوئيد كه قيامت عبارت از ظهور ميرزا حسينعلي است و بهشت ديدن روي ميرزا حسينعلي است، آتش دوزخ همان جان توست. در صورتيكه ايمان به حسينعلي نياورده باشيد[6] از آنچه گذشت به خوبي استفاده مي شود كه مفهوم قيامت از ديدگاه آنها با مفهوم قيامت از ديدگاه اديان آسماني كاملاً متفاوت است، قيامت از نظر آنها در همين دنيا واقع شده و اتفاق افتاده است. و قيامت بعد از مرگ را قبول ندارد. آنچه در يك جمع بندي مي توان گفت: اين است كه حسينعلي بهاء در مجموع گفتارش توحيد، معاد و نبوت را كاملاً انكار نموده است. بنابراين آئين بهائي هيچ نوع مشابهت با اديان توحيدي نداردو ساخته و پرداخته اي دشمنان اسلام و خصوصاً روسيه مي باشد كه به قصد ضربه زدن به اسلام به وجود آمده است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1.
بهائيت در ايران،‌ دكتر سيد سعيد زاهد زاهدي.
2.
انشعاب در بهائيت، اسماعيل رائين

.........................................

(1)مصباح، محمد تقي، آموزش اصول عقايد، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات، يازدهم، 1373، قم، 1/32.
(2)به كتاب خاطرات دالگوركي جاسوس روس در ايران مراجعه شود

(3)خندق آبادي،‌ جامعه جعفريه،كتابفروشي و چاپخانه پامنار، 1335 هـ. ص 28.
(4)همان، ص 36.
(5) همان.
(6)همان.

http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=3062&urlId=615


بهائيت و همجنس گرايي

تشکيلات جهاني بهائيت در راستاي جذب و گسترش نفوس بهائي و ترغيب همجنس گرايان به عضويت در فرقه ضاله بهائيت ،تلاش مي کند که رفتارهاي همجنس گرايانه را به همجنس گرايي تعديل دهد تا شامل داوريهاي اخلاقي و مذهبي قرار نگيرد.
امروزه تشکيلات بهائيت در تلاش است که همانند همجنسگرايان، همجنسگرايي Homosexuality را از مفاسدي نظير زنا و فحشاء و حتي لواط(هم جنس گرائي مردان) و مساحقه(هم جنس بازي زنان ) تفکيک کند و تعاليم بهائي را به سمت سازگاري با آنها و مطابقت با نظريات همجنسگرايي سوق دهد و اين تعامل را همانند اعجاز پيامبران و انبياء معرفي نمايد!.
تشکيلات جهاني بهائيت معتقد است که امروز تعاليم بهائي برخلاف اديان آسماني يهوديت ، مسيحيت و اسلام که نگرش آنها به همجنسگرايي مبتني بر گناه است و براي مرتکبين آنها مجازات قائل هستند همجنسگرايي را يک گناه و همجنسگرا را فاسق نمي داند و معتقد است که همجنسگرايي حاصل عشق و محبت شديد ميان دو همجنس است ! علي رغم اينکه در بند 107 کتاب اقدس روابط جنسي ميان افراد همجنس تحريم شد ه است ،تشکيلات بهائيت اين انقلاب جنسي Sexual Revolution را مي پذيرد و اين ارتباط را حاصل گناه و فسق نمي داند تا آنجاکه براي تشکيلات جهاني بهائيت مسئله اين است که تبليغ نمايد ، فرد همجنس گرا مي تواند پس از بهايي شدن بر ارتباطات جنسي خود تاکيد بورزد!
بنابر اين تشکيلات جهاني بهائيت در راستا جذب و گسترش نفوس بهائي تلاش مي کند که رفتارهاي انحرافي همجنسبازي را به همجنس خواهي تقليل دهد تا شامل داوريهاي اخلاقي و مذهبي قرار نگيرد و از آنجا که رفتار همجنسگرايانه نوعي رفتار مبتني بر "اختيار" است بنابر اين شامل داوري اخلاقي مي شود و اين در حالي است که همجنس خواهي که صرفاً تمايلي است که همجنسگرا به فرد همجنس دارد فاقد "اختيار" است و شامل داوري اخلاقي نميشود.
اما آنچه که اهميت دارد آن است که اديان آسماني يهوديت، مسيحيت و اسلام و فيلسوفاني همچون افلاطون ، توماس آکويناس و کانت از جمله فيلسوفاني هستند که قائل به تقليل رفتارهاي همجنسگرايانه به همجنسگرايي نيستند و همجنسگرايي را يک نوع رفتار مي دانند تا يک تمايل دروني و بدين سان قائل به داوريهاي اخلاقي در مورد همجنسگرايان هستند.
اما از سوي ديگر اگر همجنسگرايي و رفتار همجنسگرايانه را نوعي بيماري بدانيم ديگر نمي توانيم آنها را اخلاقاً محکوم کنيم . تا قبل از سال 1974 انجمن روان پزشکان امريکا ( ApA ) همجنسگرايي را نوعي اختلال رواني مي دانست . اما در سال 1974آن انجمن رسماً اعلام کرد که در اين مورد خطا کرده است. امروزه تقريباً اکثريت قريب به اتفاق متخصصين ذيربط همجنسگرايي را بيماري نمي دانند البته در بسياري مواقع ممکن است همجنسگرايي به خاطر فشارهاي اجتماعي زيادي که بر فرد همجنسگرا وارد مي شود به انواع اختلالات روحي و رفتاري بينجامد. بنابر اين اگر رفتارهاي همجنسگرايانه را بيماري ندانيم حق داريم درباره حسن و قبح آنها بپرسيم و آنها را مورد داوري اخلاقي قرار دهيم.
مهمترين برهاني را که در تقبيح اخلاقي رفتارهاي همجنسگرايانه اقامه شده است برهان امر غير طبيعي است. همانطور که گفته شد افلاطون، توماس آکويناس و کانت از جمله فيلسوفاني هستند که بر مبناي اين برهان رفتارهاي همجنسگرايانه را تقبيح کرده اند حکيمان و فقيهان مسلمان نيز همين برهان را مهمترين مبناي عقلي تقبيح رفتارهاي همجنسگرايانه قرار داده اند.
اما معناي طبيعي و غير طبيعي بدين معنا است که تمام اندام هاي بدن انسان غايت، نقش يا کارکرد ويژه اي دارند که اصولاً براي انجام آن طراحي شده اند. بطوري که اگر اندامي در خدمت غايت خود باشد و نقش اصلي خود را ايفاء کند در وضعيت «طبيعي» است و اگر برخلاف آن نقش يا غايت بکار گرفته شود در وضعيت «غير طبيعي » است .آشکار است که غايت اصلي اندام هاي جنسي را بايد «توليد مثل» بدانيم بنابر اين رفتارها و مناسبات همجنسگرايانه را بايد غير طبيعي تلقي کنيم زيرا در اين گونه مناسبات بکار گيري اندام هاي جنسي به توليد مثل نمي انجامد. بنابراين مطابق تفسير کارکرد گرايانه اولاً همجنسگرايي امري غير طبيعي خواهد بود و ثانياً به آن دليل که غير طبيعي است غير اخلاقي نيز هست.
نظريه کانت درباره رفتارهاي همجنسگرايانه نيز بر همين مبنا استوار است. کانت براي توضيح رأي خود از مفهوم Crimina Carnis ( جرائم جنسي يا کاربرد ناصواب قواي جنسي ) بهره مي جويد.
کانت جرائم را بر دو نوع تقسيم مي کند:
1- رفتارهايي که موافق طبيعت اما خلاف عقل سليم است. اين رفتارها خلاف اصول اخلاقي اي است که بر ما انسانها از آن حيث که موجوداتي صاحب عقل هستيم فرض است. از نظر کانت خيانت ورزيدن به همسر از اين نوع است مرد کاري خلاف طبيعت انجام نمي دهد بلکه کار او خلاف اخلاق و لذا مطابق رأي کانت خلاف عقل است .
2- رفتارهايي که خلاف طبيعت ماست، از نظر کانت، خود ارضايي، ارتباط جنسي با حيوانات و رفتارهاي همجنس گرايانه از اين نوع است کانت اين نوع رفتارها را پست ترين نوع فساد مي داند و حتي اين گونه رفتارها را از خود کشي قبيح تر مي شمارد.
کانت رفتارهاي همجنسگرايانه را که دومين نوع جرائم جنسي يعني جرائم جنسي مخالف طبيعت Contra naturam است مقاربت جنسي ميان Sexus homoginii همجنسان مي داند . که در آن موضوع تحريک جنسي انسان همجنس اوست نه از جنس مخالف. او اين عمل را مغاير غايات انسانيت مي داند چرا که غايت انسانيت در امور جنسي از ديدگاه کانت حفظ نوع انسان بدون هتک حرمت انسانيت است. وي معتقد است که در رفتارهاي همجنسگرايانه نوع انسان محفوظ نمي ماند و نفس انساني نيز به مرتبه اي نازلتر از حيوانات تنزل مي کند و از انسانيت هتک حرمت مي شود. بنابراين کانت در واقع رفتارهاي همجنسگرايانه را به دو دليل تقبيح ميکند وي معتقد بود که اولاً مناسبات جنسي براي حفظ نوع انسان است، و رفتارهاي همجنسگرايانه چون خلاف آن غايت اند ، ناروا هستند و ثانياً رفتارهاي همجنس گرايانه موجب هتک حرمت انسانيت مي شوند و لذا از اين حيث هم در خور نکوهش اند.
در فلسفه اخلاق کانت مفهوم حرمت نهادن به «انسانيت» و تکريم «کرامت انساني» از جايگاه و نقش بسيار مهمي برخوردار است. از نظر کانت تمام تکاليف اخلاقي از يک اصل نهايي عقلي استنتاج مي شوند. او اين اصل را يک امر مطلقي مي داند که از آن صورتبندهاي مختلفي بدست مي آيد يکي از آن صورتبنديها مبتني بر مفهوم «تکريم انسانيت» است از نظر او هر رفتاري که کرامت و ارزش ذاتي انسان را نقض کند اخلاقاً نارواست. يکي از بارزترين مصاديق هتک حرمت انسانيت رفتارهاي همجنسگرايانه است.
راجر اسکروتن فيلسوف معاصر انگليسي نيز در تحليل خود بر بنياني غير از برهان غيرطبيعي بودن رفتارهاي همجنسگرايانه به تقبيح اخلاقي رفتارهاي همجنسگرايانه مي پردازد. به اعتقاد وي رفتارهاي همجنسگرايانه به دو دليل مهم به لحاظ اخلاقي درخور نکوهش هستند اولاً روابط ميان همجنسگرايان بسيار سطحي و نا پايدار است دوم روابط ميان همجنسگرايان به نحو متعارفي با بي بند و باري همراه است و نهايتاً به نوعي زندگي هرزه گرايانه مي انجامد و دقيقا به اين دو دليل است که گسترش اين رفتارها به بي ثباتي و فرو پاشي اجتماعي مي انجامد به ويژه بنيان خانواده را در اجتماع مورد تهديد جدي قرار مي دهد.
در آخر اينکه تشکيلات جهاني بهائيت در پي چه اهداف تشکيلاتي به دنبال جذب همجنسگرايان است و اين اهداف تا جايي پيش مي رود که سازمان همجنسگرايان ايراني در بيانيه اي خواستار به رسميت شناختن بهائيت در ايران مي شود.

http://adyan.porsemani.ir/node/1830

 


شرک حسینعلی نوری

baha

نخستین امتیاز و برجسته ترین عنوان دین مقدس اسلام توحید است، دین اسلام بت پرستی و ستاره پرستی و آتش پرستی بت پرستان و صابئین و زردشتیان را برانداخته و با نظریه شرک نصاری و یهود که در میان این دو ملت رواج یافته بود، شدیدا مبارزه کرده است. در قرآن مجید می فرماید: رب اجعل هذا البلد آمنا و اجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام فلما افلت قال یا قوم انی بریء مما تشرکون الحمد لله الذی خلق السموات و الارض و جعل الظلمات و النور (ابراهیم/35)، الحمد لله الذی لم یتخذ ولدا و لم یکن له شریک و قالوا اتخذ الرحمن ولدا سبحانه بل عباد مکرمون (الاسراء/111)، قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد(توحید/1-3).

بزرگترین و مداوم ترین عبادت و عمل برای مسلمین بجا آوردن نماز است که هر فردی از مسلمانان موظف است در پنج وقت از بیست و چهار ساعت آنرا بجا آورد.

و چون به دقت در ظاهر و باطن نماز بررسی کنیم، در تمام مراحل و اطوار آن (شهادت به توحید در اذان و اقامه، حصر عبادت در حمد، توحید در سوره، تسبیح و تنزیه در رکوع و سجده، شهادت به توحید در تشهد) حقیقت توحید جلوه گر می شود.

این حقیقت از برجسته ترین تعلیمات اولیه اسلام است، و نه تنها مسلمین از این حقیقت استفاده کردند، بلکه ملت های دیگر نیز به تدریج به انحراف و موهون بودن اعتقاد خود برخورده و به سوی مکتب توحید قدم برداشتند.

تعجب در اینجا است که بعد از دوازده قرن و بعد از روشن شدن حقیقت توحید در جهان سید باب و میرزا بهاء بعد از آنکه تحت تاثیر کلمات سست شیخیه واقع می شوند و پس از آنکه در نتیجه آمیزش با عرفاء و دراویش کلیات مطالب عرفانی را یاد می گیرند و پس از سیطره تمدن جدید اروپا در قلوب آنان و جوانان هوی پرست مکتب جدیدی که آمیخته از این سه قسمت است باز کرده و هوی پرست، به دور خود جمع کرده و به تناسب روز و به اقتضای مقام آنچه به عقل محدود و فکر کوتاه خود تشخیص داده اند گفته اند.

سید باب در محله اول و بعد از فوت سید رشتی که می خواست افراد پراکنده و مضطرب شیخیه را به سوی خود جلب کند، دعوی رکن رابع می کند، و سپس برای جلب عوام مردم دعوی سفارت و بابیت حضرت ولی عصر علیه السلام می کند، و بعد از مدتی که گرم می شود دعوی مهدویت و ولایت می نماید، و چون به خیال خود در این مرحله نیز پیشرفت می کند شروع به ساختن احکام و قوانین کرده و ادعای رسالت و نبوت می کند، و برای اینکه این اختلافات را به هم دیگر ارتباط بدهد از مکتب عرفان پیروی کرده و خود را مظهر همه چیز و حتی الوهیت و ربوبیت معرفی می کند.

البته بعد از سید باب، میرزا بهاء نیز این روش را تعقیب کرده است، او می گوید: و لو ادعوک باسمک الاول یخاطبنی مظهر هذا الاسم (میرزا بهاء) و یقول ما انت تذکره انه یرجع الی نفسی ان افتح بصرک لترانی اولا قبل کل اول و آخرا بعد کل آخر و ظاهرا فوق کل شیئی- و هر گاه که می خوانم تو را به اسم (الاول) مظهر این اسم مرا خطاب می کند که آنچه تو ذکر آن می کنی برگشت آن به سوی من است، چشم خود را باز کن تا مرا مشاهده کنی که اول هستم پیش از هر اولی و آخر هستم بعد از هر آخری و ظاهر هستم فوق همه اشیاء. [1]

باز می گوید: و اخبرتهم بلسان مظهر نفسک و مطلع احدیتک انه ینطق فی کل شیئی باننی انا الله لا اله الا انا ان یا خلقی ایای فانظرون و جعلت هذه الکلمة ذکری بین عبادک و آیة عزی فی مملکتک- و خبر داده بودی به زبان کسی که مظهر نفس و مطلع احدیت تو است اینکه اظهار خواهد کرد در مقابل همه اشیاء که من خداوندم و بجز من خدایی نیست و ای مخلوق من بسوی من ناظر باشید، پس این جمله را ذکر من قرار دادی در میان بندگان خود و علامت عزت من شد در روی مملکت خودت.

از این کلام میرزا بهاء معلوم میشود که: زبان ایشان همیشه جمله (انا الله لا اله الا انا) بوده و خود را اول و آخر موجودات می دانسته است، و آیا این وجود مبارکی که دعوی می کند قدیم و ازلی و آفریننده موجودات و معبود جهان است، روح و جسم جناب میرزا است یا روح تنهای او است و چگونه در این جهان طبیعت محدود به بدن شده و متولد گشته و رشد و ترقی پیدا کرده و سپس از دست مخلوقات خود هزاران شکنجه و عذاب و گرفتاری دیده است؟ و اقلا نتوانسته است این ابتلاءات و زجر و حبس و فشار را از خود دور کرده و یا امراض و ضعف و شکستگی بدن خود را بر طرف نماید. [3]

معلوم نیست با این همه ضعف که تمام انسان های معمولی دارا هستند چگونه ادعای خدایی کرده، و حتی یک برتری از خود نسبت به انسان های دیگر از خود نشان نداده است. البته حب ریاست هر چقدر زیادتر باشد، عقل انسان را زائل کرده و بجز آن مقام به چیز دیگر فکر نمی کند. باز جالب تر از همه اینست که یک مشت مردم به این موارد فکر نکرده و به اراجیف علی محمد باب و حسینعلی نوری ایمان آوردند.

 

پی نوشت:

1- ادعیه حضرت محبوب، صفحه 13

2- ادعیه حضرت محبوب، صفحه 25

3- محاکمه و بررسی باب و بهاء، جلد 3 صفحه 11 تا 13

 

http://www.adyannet.com/news/1489




تعداد صفحات : 5

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |