منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
لينک دوستان
نويسنده
آمار وبلاگ
  • کل بازديدها : 29430
  • تاريخ ايجاد وبلاگ : جمعه 22 شهریور 1392 
  • آخرين به روز رساني : پنج شنبه 14 بهمن 1395 
  • تعداد کل نظرات : 4
  • تعداد کل مطالب : 21
درباره

سلام خدمت دوستان جویای حقیقت این وبلاگ را برای اشنایی هرچه بیشتر با فرقه ضاله بهائیت راه اندازی کرده ام امیدوارم بتوانم مطالب کاملی را در این وبلاگ قرار دهم .به امید روزی که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) ظهور کنند و تمامی فرقه های گمراه کننده نابود شود ان شاءالله.
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوي دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه مهدويت
مهدویت امام زمان (عج)
کاربردي
دعای فرج
موسسه بیان معنوی

خبرگزاري فارس: عضو هيئت علمي مؤسسه امام صادق (ع) با بيان اينكه پيدايش مذهب ساختگي بهائيت و وهابيت براي مهجور كردن اسلام شكل گرفته است، گفت: بهائيت مسائل غيراخلاقي را مجاز شمرده و مردم را در دام شيطان گرفتار مي‌كند.

 

خبرگزاری فارس: رباني: بهائيت به دنبال تجويز مسائل غير اخلاقي است

حجت‌الاسلام علي رباني گلپايگاني، عضو هيئت علمي مؤسسه تعليماتي ـ تحقيقاتي امام صادق (ع) در گفت‌‌وگو با خبرنگار آيين و انديشه باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: هر مكتب و ايدئولوژي به دنبال ديدگاه جهاني و اصولي هستند و كساني بايد اين ديدگاه‌ها را دانسته و براي مردم تشريح كنند هر چند مسايل اجتماعي، سياسي و اخلاقي براساس اين‌گونه ديدگاه‌ها شكل مي‌گيرد. وي در ادامه افزود: دين اسلام به عنوان كامل‌ترين دين آسماني به شمار مي‌رود و مكتبي است كه در آن با توجه به منابعي مانند قرآن كريم اصول فقهي منتج مي‌شود كه اين اصول فقهي را بايد افراد متخصص است استخراج و به تبيين آن بپردازند. * «اسلام منهاي روحانيت» براي تهي كردن جامعه از فرهنگ اسلامي خود است گلپايگاني با اشاره به اينكه خداوند در قرآن به پيامبر (ص) مي‌فرمايد؛ قرآن را براي همه تبيين كن، افزود: قرآن كريم براي همه افراد بشر نازل شده است و پيامبر (ص) و ائمه به تبيين معارف اسلامي پرداختند و فقيهان و دانشمنداني را آموزش دادند كه در دين صاحب تخصص شدند تا با شناخت كافي از دين به نياز‌هاي ديني مردم پاسخ دهند. اين استاد برجسته حوزه و دانشگاه در ادامه بيان داشت: مقام معظم رهبري صحبت‌هايي پيرامون «جدايي دين از سياست» و «اسلام منهاي روحانيت» در سخنراني اخير خود درقم ايراد كردند كه نقشه‌هاي شيطاني دشمن را كه منشا؛ استكباري دارد نشان مي‌دهد و با گسترش شعار اسلام منهاي روحانيت مي‌خواهند جامعه را از وجود انسان‌هايي كه از جنبه تخصصي مجتهد هستند و تكيه‌گاهي براي زمينه‌هاي علمي و ديني محسوب مي‌شوند از صحنه اجتماع حذف كنند. * گسترش فساد اخلاقي نتيجه‌ «جدايي دين از سياست» در غرب بود رباني گلپايگاني به تاريخچه چگونگي مطرح شدن «اسلام منهاي روحانيت‌» پرداخت و گفت: با مطرح شدن تفكر سوسياليستي در تركيه، ظهور «آتاتورك» و پيوند خوردن او با نظام طاغوت ايران اين مسئله شدت يافت، هر چند نقشه‌اي بود كه ريشه‌اش به انگلستان باز مي‌گردد و با متلاشي كردن قلمرو عثماني در تشكيل حكومت‌ها و دولت‌ها اين طور القا كردند كه نظام سياسي مبتني بر دين بوده ولي كساني كه آرا ديني دارند در حكومت جاي نداند. وي در ادامه افزود: ريشه اصلي «جدايي دين از سياست» و «اسلام منهاي روحانيت» در غرب شكل گرفت و آنجايي كه «مارتين لوتر» مؤسس «پروتستانتيسم» با علما و دانشمندان ديني مقابله كرد و نتيجه اين‌گونه تفكرات به فساد اخلاقي در بين آنها منجر شد كه با استفاده از انديشه او واكنشي در اسلام با اين ديدگاه مطرح شد. * بهائيت مسائل غيراخلاقي را مجاز شمرده و مردم را به دام شيطان مي‌اندازد اين محقق و پژوهشگر ديني با بيان اينكه شكل‌گيري فرقه بهائيت و وهابيت ريشه استعماري دارد، عنوان كرد: پيدايش مذهب ساختگي عليه مذهب اصلي براي مهجور كردن اسلام شكل گرفت تا از برجستگي اصلي اسلام بكاهد. عضو هيئت علمي موسسه تعليماتي ـ تحقيقاتي امام صادق (ع) درادامه افزود: چنانچه افرادي كه به دين اسلام پايبند نيستند در كسوت روحانيت قرار گيرند، بزرگ‌ترين ضربه را به اسلام وارد مي‌كنند كه بهائيت نتيجه‌ تلاش همين افراد است. اين افراد با ارائه شعارهاي ديني عده‌اي را دور خود جمع كردند كه نتيجه آن بهائيت شد كه مسائل غيراخلاقي را مجاز شمرده و مردم را به دام شيطان گرفتار كرد. * هيچ عالم ديني قرارداد استعماري را امضا نكرده است اين استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به جمله‌ي «العلماء ورثة الانبياء» بيان كرد: اگر با نگاه تاريخي به تحليل عصر غيبت امام زمان (عج) بپردازيم، به اين نكته پي مي‌بريم كه بزرگان ديني نقش پر رنگي در استبداد ستيزي و مبارزه با استعمار داشتند يا به گفته دكتر شريعتي «قرارداد استعماري را شايد يك فرد غير روحاني امضا كرده باشد ولي يك عالم روحاني ديني امضا نكرده است». *اصل «امر به معروف و نهي از منكر» اجرا شود رباني گلپايگاني، وظيفه روحانيت در برابر حكومت اسلامي را اصل و اساسي آرماني و ايده‌آل خواند و اظهار داشت: در حال حاضر وظيفه‌اي كه داريم اين است كه از اصل نظام دفاع و حمايت كنيم، هر چند مجموعه نظام و بدنه آن خالي از اشتباه و خطا نيست. عده‌اي با نفوذ خود مي‌خواهند دست به تخريب زده و يا ناخواسته عملي انجام دهند، و در اين‌جا است كه بايد نظارت و انتقاد باشد و اصل امر به معروف و نهي از منكر اجرا شود و آنچه كه مورد تاييد مقام معظم رهبري است اينست ‌كه روحانيت كنار نكشد و نبايد هم انتظار داشته باشد كه نقد نشود. * «گوشه‌گيري روحانيت» در زمان طاغوت نوعي مبارزه با استبداد بوده است وي گوشه‌گيري روحانيت در زمان طاغوت را نوعي مبارزه با استبداد برشمرد و افزود: با انتقاد صحيح مي‌توان از حاشيه‌نشيني و عزلت گزيني دوري كرد و نبايد به خاطر برخي كاستي‌ها و نواقص كنار برويم، بايد در مواقع انجام‌گرفتن خطا واشتباه انتقاد كرد و همه تلاش كنيم كه در سايه ولايت‌فقيه كه با درايت حضرت امام خميني (ره) ترويج و عملياتي شد؛ نظام مقدس جمهوري اسلامي را حفظ كنيم.

http://bahaism-news.blogfa.com/post/869/%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%a6%d9%8a%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d9%85%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b5%d9%87%d9%8a%d9%88%d9%86%d9%8a%d8%b3%d9%85-1-%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%8a-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%a6%d9%8a%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d8%ac%d9%88%d9%8a%d8%b2-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%ba%d9%8a%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%8a-%d8%a7%d8%b3%d8%aa


 


بهائیت، فرقه ای با خدای مرده

 

بهائیان از همان اوایل صدور الواح و نوشته ها و تالیف کتاب ها و مواردی از این دست تا به امروز، برخی موارد را در اکثر نوشته های خود تکرار کرده اند؛ که به نوعی ترجیع بند نوشته های آنها شده است. یکی از آنها پاک بودن و طاهر و معصوم بودن قره العین است که در نوشته قبلی به صورت مختصر به آن پرداختم. یکی دیگر از این ترجیع بندها که می توان گفت از مهم ترین ترجیع بندهای بهائیان است، ادعای خدایی حسینعلی بها می باشد. بهائیان در اکثر نوشته های خود، به این موضوع پرداخته اند که بها در هیچ جایی ادعای خدایی نکرده است.

در کتاب اقدس، که از جمله مهم ترین کتب این جماعت می باشد، در جاهایی ادعاهای مختلفی توسط حسینعلی بها شده است که در ادامه به آنها می پردازم.

در کتاب اقدس خطاب به حاکم برلین می گوید:

قل یا ملک برلین اسمع الندا من هذا الهیکل المبین

انه لا اله الا اناالباقی الفرد القدیم.

بگو این حاکم برلین بشنو این ندا را از هیکل مبین(از القاب بها)

که نیست خدایی جز من که باقی و فرد و قدیم است.

در جای دیگر می گوید:

یا معشر الامرا اسمعوا ما ارتفع من مطلع الکبریاء انه لا اله الا انا الناطق العلیم.

می گوید:

یا ملاء الانشا اسمعو نداءمالک الاسماء انه ینادیکم من شطرالسجنه الاعظم انه لا اله الا انا المقتدر المتکبر المتسخر المتعالی العلیم الحکیم.

ای کسانی که می شنوید، بشنوید صدای مالک اسماء الهی را که شما را می خواند از وسط زندان بزرگ که همانا نیست خدایی جز منِ مقتدر متکبر متسخر متعالی علیم حکیم.

 

البته معلوم نیست که این چه خدایی است که با همه این صفات مقتدر متکبر متسخر متعالی علیم حکیم، در زندان است و از زندان این ندا ها را به گوش عالمیان می رساند. خدای زندانی، در زندان به، تا میان خلق.

ادعای خدایی بها را از جاهای دیگر هم می توان اثبات کرد. آنجا که قبله را مقام اقدس خودش قرار می دهد و پس از مرگش قبر او به عنوان قبله گاه بهائیان مشخص می شود و همچنین محل حج بهائی نیز همان جا معین می گردد و بهائیان برای برگزاری حج، بایستی به عکا بروند.

در هیچ یک از ادیان توحیدی دیده نشده که قبر پیامبر آن دین، قبله گاه اهل آن دین باشد.(البته در دین بودن یا نبودن بهائی گری حرف ها هست) در اینجا یا بها خود را خدا خوانده که خودش را قبله گاه بهائیان قلمداد کرده و یا اینکه بهائیان خداپرست نیستند و آدم(بت) پرست هستند که قبله گاهشان قبر یک فرد از نوع بشر می باشد.

آنچه که می توان گفت آن است که بر اساس همین مستندات مختصر، بهائیان و مرام آنها در سلک ادیان توحیدی قرار نمی گیرد و در پایه و مقام فرقه های دست ساز جعلی و بشری قرار می گیرد و البته، ننگ استعماری بودنش هم که همواره بر پیشانی سردمداران و پیروان این فرقه هست و خواهد بود.

http://bahaism.persianblog.ir/post/11/

 


تاریخچه پیدایش بهائیت

بهائیت فرقه ای منشعب از آئین بابی است و بابیت هم برخاسته از مکتب شیخیه است لذا جهت روشن شدن چگونگی بوجود آمدن بهائیت باید سراغ مکتب شیخیه و بابیت رفت تا جریان بهائیت را بهتر بشناسیم.
بنیانگذاران مکتب شیخیه شیخ احمد احسائی و سیدکاظم رشتی هستند که رشتی از شاگردان احسائی بوده و این مکتب برای خود چهار رکن قائل هستند که رکن چهارم را شیعه کامل می دانند که در شیخیگری پس از توحید و نبوت و ولایت شیعه کامل چهارمین رکن است.
زندگی سید علی محمد شیرازی معروف به باب را اینگونه می توان ترسیم کرد:
1. دوران نوجوانی او که دارای دو ویژگی است. یکی راز و نیازهای غیرعادی که با قرائت ادعیه و زیارتهای مذهبی همراه بوده و ریاضت و چلّه نشینی حتی در دوران تحصیل، رویه او بوده است.(1) دیگر اینکه دایی سید علی محمد او را پیش استادی به نام شیخ عابد که از شاگردان شیخ احسائی و رشتی است جهت یادگیری تعالیم دینی می برد.(2)
2. در سفری که سید علی محمد در سال 1255 قمری به کربلا انجام می دهد، با برخی از شاگردان سید کاظم رشتی آشنا و به خدمت رشتی رسیده و در حلقه درسی او جا می گیرد. گویا باب در مدّت اقامت یک ساله در کربلا پیرامون مسئله امام دوازدهم در تلقی شیخیه می اندیشیده و موضوع رکن چهارم و چگونگی آن، وی را به تأمل بسیار واداشته و وسوسه های مرموزی در دل او ایجاد می کند.
3. به دنبال درگذشت سید کاظم رشتی در سال 1259(هـ . ق) در کربلا، شاگردان وی در جستجوی جانشینی برای رشتی مشغول می شوند که بنابر عقیده خود، جانشین باید مصداق شیعه کامل و رکن چهارم باشد. نکته ای که در اینجا قابل تأمل است اینکه با وجود علماء اخباری شیعه و شیخیه مثل قزوینی، زنجانی، بشرویه ای و ابوالفضل گلپایگانی که از پیروان سید کاظم رشتی می باشند، علی محمد خود را به عنوان رکن چهارم معرفی می کند، در حالی که از نظر مقام علمی همچون شاگردی خردسال در میان آن عالمان بوده است.
باب بعد از مرگ رشتی به خاطر اختلاف آراء در مورد جانشینی سید کاظم رشتی، با ادعای رکن چهارم، افراد پراکنده شیخیه را به سوی خود جلب می کند و سپس برای آنکه عامه مردم را به طرف خود بخواند دعوی سفارت و بابیت حضرت ولی عصر ـ علیه السّلام ـ می کند و بعد از مدتی که بازارش گرم می شود دعوی مهدویت و ولایت می نماید و چون به خیال خودش در این مرحله نیز پیشرفت می کند، شروع به ساختن احکام و قوانین کرده و ادعای رسالت و نبوت نموده و بالاخره ادعای الوهیت و ربوبیت می کند و علت این امر هم روش تأویل گرایی شیخیه است که توانست با این حربه، بخش هایی از قرآن کریم را تفسیر نماید و در نهایت بخاطر همین ادعاهای باطل و کفر آمیز به اعدام محکوم می شود و وقتی که علی محمد شیرازی در تبریز اعدام شد تزلزل و شکاف عمیقی در بین طرفداران بابیت بوجود آمد و بابیان به دو گروه ازلیان و بهائیان منشعب گردید.
میرزا حسینعلی بهاء و رهبر بهائیان در تهران ساکن بود و در سن 28 سالگی در پی تبلیغ ملاحسین بشرویه ای معروف به باب اللباب در شمار نخستین گروندگان باب درآمد و از آن پس یکی از فعالترین افراد بابی شد و به ترویج بابیگری بویژه در نور و مازندران پرداخت و برخی از برادرانش از جمله میرزا یحیی نیز بر اثر تبلیغ او به این مرام پیوستند.
با توجه به مطالب فوق عوامل پیدایش بهائیت را چنین می توانیم بیان کنیم. مبنای فکری شیخیه بر مشرب اخباری گری استوار است وقتی اخباری ها در زمینه های مختلف مغلوب اصولیون شدند و مبارزه دینی و شرعی وحید بهبهانی تفکر اخباریون را در هم پیچید و بساط اخباریگری را در محدوده فقه و برخی آراء کلامی از بین برد فرقه بابیت پیدایش خود را از این مقطع زمانی آغاز می کند.(3)
اما در این میان سیاست دولتهای استعماری و حمایت آنها در پیشرفت و بقاء و حتی در پیدایش بهائیت قابل توجه می باشد. وقتی در شوال 1268 حادثه تیراندازی دو تن از بابیان به ناصرالدین پیش آمد، حکومت مرکزی قرائن و شواهدی که در اختیار داشت میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاء را طراح این سؤ قصد شناخته و به دستگیری وی اقدام کردند. با توجه به اینکه شوهر خواهر بهاء منشی سفارت روس و هم در همسایگی سفیر روسی بوده، وقتی که بهاء را ملاقات می کند وی را به منزل خود و بعد به خانه سفیر روسی می برد و از آن طریق مدتی در مقرّ تابستانی سفارت روس در زرگنده شمیران سپری می کند، تا از تعقیب و دستگیری مصون ماند و سفیر روس بر ادامه اقامت وی اصرار می ورزد و از تسلیم او به نمایندگان شاه امتناع می کند و از بهاء الله می خواهد که به خانة صدراعظم برود و نامه ای به صدر اعظم می نویسد و در آن تأکید می کند که از طرف سفارت روسیه از او پذیرایی کند و در حفظ و حراست او بکوشد و چنانچه آسیبی به وی برسد شخص صدر اعظم مسئول سفارت روس خواهد بود و سفیر روسی با وساطت و دخالت خود در آزادی او می کوشد و سعی می کند بی گناهی او را به اثبات برساند و موجب گردید که حسینعلی از زندان آزاد شود.(4)
مطلب بعدی اینکه وقتی بهاء با عده ای از بابیان به طرف عراق حرکت می کنند نماینده ای از روس و ایران به همراه آنان می گمارند. از همة اینها معلوم می شود که سفارت روس از همان وقت میرزا را تحت نظر و حمایت گرفته به طوری که دولت ایران نتوانست درباره او تصمیمی مستقل بگیرد. و موید این مطلب زمانی است که دولت روس بهائیان را به رسمیت شناخته و قمراف حاکم ترکستان به معاونت و مساعدت ایشان پرداخته، تا جایی که اظهار می کند در عشق آباد معبد بسازند و در ظلّ اقتدار دولت روسیه رسمیت یابند.(5)
بعد از آنکه حسینعلی نوری در عراق ساکن می شود، صبح ازل و بهاء بر سر جانشینی اختلاف می کنند و با توجه به اینکه باب، به میرزا یحیی توجه بیشتر داشته عده ای از طرفداران باب او را جانشین باب می دانند و ازلیان به همین دلیل در آغاز، اکثریت را تشکیل می دادند ولی بعدها تدابیر بهاء الله موجب شد ازلیان در اقلیت قرار گیرند و به تدریج منقرض شوند.
یکی از عوامل پیروزی بهاء الله حمایت انگلیس است. وقتی بهاء به عراق تبعید شد دولت انگلیس به افراد فعّال احتیاج زیادی داشت و میرزا بهاء الله به تدریج با سیاست انگلیس ارتباط پیدا کرده تا جایی که نظر دولت انگلیس را به سوی خود جلب می کند. شاهد این امر این است که وقتی در سال 1278 میلادی «آرنولد با روز کمبال» ژنرال کنسولی دولت انگلیس با میرزا حسینعلی دیدار می کند، پیشنهاد حمایت و تابعیت دولت انگلستان و مهاجرت به هند استعماری یا هر نقطه دیگر را به وی می دهد و نظیر همین تقاضا را نایب کنسول فرانسه در «اورنه» به میرزا بهاء می دهد تا مورد حمایت و تقویت قرار گیرد. و دیگر اینکه در ایام اقامت میرزا بهاء و بابیها در عراق و استانبول مقرّری تعیین شده بود که بعدها حسینعلی از این امر اظهار پشیمانی می کند.
حمایت انگلیس از میرزا بهاء تا آخر عمر او بوده و زمانی که سردار بریتانیایی در سال 1918 میلادی حیفا را فتح می کند، هنگام ورود به شهر، فرمان خاصی از طرف امپراطور انگلیس مبنی بر دیدار میرزا بهاء دریافت می کند و پادشاه انگلیس درجه نجابت و بزرگی به او می دهد که البته نشانی دادن به شخص میرزا بهاء از طرف انگلیس آن هم در روزهای اول فتح و غلبه بر دولت عثمانی، باید در مقابل سوابق ممتد و خدمات مفصلی باشد.(6)
و بدین سان به علت خلأهای فرهنگی و علمی و خصوصاً بذر بد فرجام بهائیت در کشورهای اسلامی با حمایت دولتهای استعماری مثل روسیه و انگلیس پاشیده شد و نهال آن در دامن کج اندیشان به اصطلاح روشنفکر پرورش یافت.

-------------------------------------------------------

پاورقی:

1. مبلّغی آبادانی، تاریخ ادیان و مذاهب. ج 3، ص 1397.
2. طباطبائی، سیدمصطفی، بررسی باب و بهاء، ناشر روزنه تهران، ص 37،.
3. تاریخ ادیان و مذاهب، ج 3، ص 1401.
4. دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر حداد عادل، بحث بهائیت، تهران، 1376، ج 3، ص 735.
5. محاکمه باب و بهاء، ناشر مصطفوی، تهران، 1336، ج 3، ص 180.
6. محاکمه باب و بهاء، ص 181.

http://mr532011mr.persianblog.ir/post/1721/


حکم ازدواج با محارم در بهائیت چیست ؟

حکم ازدواج با محارم در بهائیت چیست ؟
........................................................
مهیا نبودن شرایط در ایران ، دلیل ازدواج نکردن بهائیان با محارم در ایران


حجت الاسلام همایون، کارشناس و پژوهشگر حوزه علمیه قم، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، در پاسخ به این پرسش که «آیا در ایران ازدواج با محارم در فرقه ضاله بهائیت صورت می گیرد یا خیر» گفت:‌ اینجا دو مسئله مطرح است که حکم ازدواج با محارم در بهائیت چیست و آیا این عمل در ایران صورت می پذیرد یا خیر؟

وی در ادامه افزود: از این رو از آنجا که حکم ازدواج با محارم طبق دستور بیت العدل بر عهده خود بهائیان مقرر شده؛ اگر شرایط این کار در ایران برای آنان مهیا باشد بعید نیست که این ازدواج صورت پذیرد و اگر این حکم در بین بهائیان ایران هم اکنون اجرا نمی شود؛ دلیل بر حرمت آن در بین بهائیان نیست بلکه مهیا نبودن شرایط دلیل اجرا نشدن آن است.

حجت الاسلام همایون اظهار داشت: در کتاب اقدس که مهمترین کتاب بهائیان است، حسینعلی نوری درباره حرمت ازدواج بهاییان گفته است«قد حرمت علیکم ازواج آبائکم، یعنی حرام شد بر شما ازدواج با زن پدرتان» و در مورد ازدواج با سایر محارم هیچ حکمی را ذکر نکرده است .

وی خاطر نشان کرد: این درحالی است که بهائیت مدعی ظهور دیانتی جدید برای بشر امروزی است و به ظن باطل خود آمده است تا احکام اسلام را کامل نماید، در حالی که در موارد بسیاری احکام آن ناقص و بعضا مخالف با عقل سلیم است.

این پژوهشگر حوزوی یادآور شد: پس از مرگ بهاء، حسین علی نوری جانشین او یعنی«عبدالبهاء » اجازه تبیین احکام را داشت و از حق تاویل و تفسیر احکام برخوردار نبود.

وی ادامه داد: «شوقی افندی» جانشین عبدالبهاء نیز اوضاعی بهتر از پدربزرگ خود نداشت و بعد از مرگ مشکوک او در لندن اوضاع بهائیان در جنبه های مختلف به طرز وحشتناکی به هم ریخت و یک سردرگمی بین بهائیان مشاهده شد به صورتی که در پی آن تعدادی از سرشناسان بهائی از این فرقه روی گردان شدند و به آغوش اسلام بازگشتند.

حجت الاسلام همایون تأکید کرد: در چنین شرایطی بود که بیت العدل به کمک احکام ناقص بهائی آمد و وظایفی همچون تعیین حکم در هنگام نبود نص برای خود تعریف کرد.

وی تصریح کرد: با این تفسیر، بیت العدل بهائیان می تواند احکامی را که حسینعلی نوری ذکر آن را فراموش کرده است، وضع کرده و در جایگاه خدایی یعنی جعل شرع قرار گیرد.

حجت الاسلام همایون ابراز داشت: یکی از احکامی که بهاء الله آن را ذکر نکرده است، مسأله ازدواج با محارم است که در خوشبینانه ترین وضعیت می توان گفت فراموش کرده حکم آن را ذکر کند، یا مانند حکم لواط خجالت کشیده آن را بیان کند« انا نستحیی ان نذکر حکم الغلمان».

وی بیان داشت: به دنبال شبهات مطرح شده در خصوص ازدواج با محارم و طرح این پرسش در بیت العدل، بیت العدل این مسأله را به عهده بهاییان گذاشته و پاسخ داد« آن معهد اعلی موقعیت را برای صدور قوانین تکمیلی راجع به ازدواج با اقارب مقتضی نمی داند بنابر این تصمیم گیری در این رابطه به عهده خود نفوس مومنه محول شده».

این پژوهشگر حوزه علمیه قم اظهار داشت: در این خصوص پرسش هایی مطرح است که چرا موقعیت اقتضا نمی کرده ؟ مگر بهاء الله از صدور حکم الهی هراس داشته است؟ یا شاید حکم او مخالف عقل و سیره الهی بوده است؟

وی تأکید کرد: اگر تکمیل حکم ازدواج با محارم به معنی صدور حرمت این ازدواج بوده است نیز این حکم در اسلام وجود داشته و اقتضای زمان هم مشکلی با طرح این موضوع نداشته است.

حجت الاسلام همایون در پایان گفت: کسانی که دم از تحری حقیقت می زنند کمی به این احکام و پرسش ها تأمل کرده و با تعقل و تفکر همانگونه که خداوند متعال فرموده است« الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» به آغوش پر مهر اسلام برگردند.

منبع : http://www.baharoom.ir/fa/bahairesearch/news/270/حکم-ازدواج-با-محارم-در-بهائیت-چیست--

 


مهناز رئوفی بازگشته بهائیت در نمایشگاه قرآن کریم

مهناز رئوفی بازگشته بهائیت در نمایشگاه قرآن کریم
...........................................................................
مهناز رئوفی آزاد شده از بهاییت را هم می توان جزء تازه مسلمانانی نامید که با اندیشه حق را یافته است.

به گزارش خبرنگار ستاد خبری بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم؛ مهناز رئوفی را هم می توان جزء تازه مسلمانانی نامید که با اندیشه حق را یافته اند.
مهناز رئوفی با حضور در بخش رهیافتگان نمایشگاه قرآن درباره خود گفت: چند نسل قبلی ما از سادات طباطبایی بوده اند ولی به واسطه این که پدرم بهایی بود من نیز از بدو تولد بهایی ماندم. خود را بهایی موروثی می دانم.
وی افزود: اگرچه اجدادم از مسلمانان سرشناس و صاحب احترام و معتمد بودند و هم اکنون آرامگاه های آنان مورد تکریم مسلمانان است ولی پدربزرگ های من به مسلک بهائیت درآمدند. من، برادرانم، خواهرانم و همسران برادرانم از اعضای فعال تشکیلات بهائیان بودند وحتی برادرانم هم اکنون نیز از سران بهائیت در ایران محسوب می شوند.
رئوفی اسلام آوردنش را تنها خواست و لطف خدا می داند و می گوید: خود را لایق این همه لطف خدا نمی دانم و وقتی از این مسئله سخن به میان می آید از خود بی خود می شوم. من عاشق اسلام ام. هزینه های بسیاری برای رسیدن به اسلام داده ام ولی کاملا راضی ام.
وی گفت: اگرچه فردی بسیار عاطفی و وابسته به خانواده هستم ولی به واسطه خروج از بهائیت از خانواده طرد شدم و الان 17 سال است خانواده ام را ندیده ام و پدرم هم در این سالها از دنیا رفت و این اتفاق نیز برایم خیلی تلخ و سنگین بود. با این حال او این مسئله را به جان خریده و حاضر شده است برای یافتن حقیقت هزینه آن را نیز پرداخت کند.
مهناز رئوفی پس از اسلام آوردن برای اثبات دین نبودن بهاییت کتاب هایی نوشت، او در این باره گفت: پس از اسلام آوردنم برای نشان دادن چهره واقعی بهائیت تالیفاتی داشته ام و کتابهای «چرا مسلمان شدم»، «نامه ای برای برادرم»، «مسلخ عشق»، «سایه شوم» و «فریب» را به چاپ رساندم.
وی خاطر نشان کرد: بعد از آنکه چاپ کتاب هایم عده ی زیاد به من نامه می نویسند و ایمیل های زیادی می آید که می گویند قصد داریم از بهائیت خارج شویم ولی جرات ابراز آن را نداریم چون هر بهایی که از این مسلک برگردد از سوی خانواده و فامیل و تشکیلات کاملاً طرد می شود و مورد غضب قرار می گیرد.
وی در ادامه در مورد اسلام آوردنش اینگونه گفت: من از تناقضات بهاییت فرار کردم، قبله ما اسرائیل بود و علاوه بر این تناقضات در بهائیت خلاء معنوی و ایمانی خیلی ما را آزار می داد و به این دلیل به سوی اسلام آمدم و چون احساس قرابت و دوستی شدیدی نسبت به ائمه داشتم مشرف به تشیع شدم چرا که ائمه منبع بسیار عظیمی برای پر کردن این خلاء بودند. البته شیعه شدن من و شناخت این منبع عظیم به واسطه مطالعه کتاب «علی کیست؟» جناب کمپانی بوده است. این کتاب بسیار روی من تاثیر داشت و خواندن این کتاب را به همه توصیه می کنم.



تعداد صفحات : 5

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |