مهناز رئوفی بازگشته بهائیت در نمایشگاه قرآن کریم

مهناز رئوفی بازگشته بهائیت در نمایشگاه قرآن کریم
...........................................................................
مهناز رئوفی آزاد شده از بهاییت را هم می توان جزء تازه مسلمانانی نامید که با اندیشه حق را یافته است.

به گزارش خبرنگار ستاد خبری بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم؛ مهناز رئوفی را هم می توان جزء تازه مسلمانانی نامید که با اندیشه حق را یافته اند.
مهناز رئوفی با حضور در بخش رهیافتگان نمایشگاه قرآن درباره خود گفت: چند نسل قبلی ما از سادات طباطبایی بوده اند ولی به واسطه این که پدرم بهایی بود من نیز از بدو تولد بهایی ماندم. خود را بهایی موروثی می دانم.
وی افزود: اگرچه اجدادم از مسلمانان سرشناس و صاحب احترام و معتمد بودند و هم اکنون آرامگاه های آنان مورد تکریم مسلمانان است ولی پدربزرگ های من به مسلک بهائیت درآمدند. من، برادرانم، خواهرانم و همسران برادرانم از اعضای فعال تشکیلات بهائیان بودند وحتی برادرانم هم اکنون نیز از سران بهائیت در ایران محسوب می شوند.
رئوفی اسلام آوردنش را تنها خواست و لطف خدا می داند و می گوید: خود را لایق این همه لطف خدا نمی دانم و وقتی از این مسئله سخن به میان می آید از خود بی خود می شوم. من عاشق اسلام ام. هزینه های بسیاری برای رسیدن به اسلام داده ام ولی کاملا راضی ام.
وی گفت: اگرچه فردی بسیار عاطفی و وابسته به خانواده هستم ولی به واسطه خروج از بهائیت از خانواده طرد شدم و الان 17 سال است خانواده ام را ندیده ام و پدرم هم در این سالها از دنیا رفت و این اتفاق نیز برایم خیلی تلخ و سنگین بود. با این حال او این مسئله را به جان خریده و حاضر شده است برای یافتن حقیقت هزینه آن را نیز پرداخت کند.
مهناز رئوفی پس از اسلام آوردن برای اثبات دین نبودن بهاییت کتاب هایی نوشت، او در این باره گفت: پس از اسلام آوردنم برای نشان دادن چهره واقعی بهائیت تالیفاتی داشته ام و کتابهای «چرا مسلمان شدم»، «نامه ای برای برادرم»، «مسلخ عشق»، «سایه شوم» و «فریب» را به چاپ رساندم.
وی خاطر نشان کرد: بعد از آنکه چاپ کتاب هایم عده ی زیاد به من نامه می نویسند و ایمیل های زیادی می آید که می گویند قصد داریم از بهائیت خارج شویم ولی جرات ابراز آن را نداریم چون هر بهایی که از این مسلک برگردد از سوی خانواده و فامیل و تشکیلات کاملاً طرد می شود و مورد غضب قرار می گیرد.
وی در ادامه در مورد اسلام آوردنش اینگونه گفت: من از تناقضات بهاییت فرار کردم، قبله ما اسرائیل بود و علاوه بر این تناقضات در بهائیت خلاء معنوی و ایمانی خیلی ما را آزار می داد و به این دلیل به سوی اسلام آمدم و چون احساس قرابت و دوستی شدیدی نسبت به ائمه داشتم مشرف به تشیع شدم چرا که ائمه منبع بسیار عظیمی برای پر کردن این خلاء بودند. البته شیعه شدن من و شناخت این منبع عظیم به واسطه مطالعه کتاب «علی کیست؟» جناب کمپانی بوده است. این کتاب بسیار روی من تاثیر داشت و خواندن این کتاب را به همه توصیه می کنم.